سرآغاز: مطالعات خلیج فارس  (©پس‌زمینه)

[print_link]

/سرآغاز | زمان مطالعه: 9 دقیقه

مطالعات خلیج فارس

سردبیری، آذر ۱۴۰۴

© Background Photo by Jennifer Simmons on Unsplash

ISSN 2818-9434

مطالعات خلیج فارس

/سرآغاز، سال ۲، شمارهٔ ۲

**مشاوران این شماره: آرنگ کشاورزیان و کاوه احسانی

در سال‌های اخیر موج‌های گرما، خشکسالی، طوفان‌های شن، آلودگی‌های سمی و موارد دیگر زندگی ساکنان خلیج فارس و پیرامون آن را دشوار کرده است. بحران‌های سیاسیِ مداوم و افزایش فقر در ایران و عراق در ساحل شمالی و پرتردّد خلیج نابرابری‌های اجتماعیِ شدیدی را پدید آورده که بر شکاف‌های ژئوپولیتیکیِ از پیش ملتهب منطقه دامن زده است. برای بسیاری، این بحران‌ها به احساس «حال» یا «آینده‌ای» مشترک نیانجامیده، چرا که انگاره‌های مسلطِ استثناگرایی ملی و مسئولیت دولتی تصور سیاست را به مقیاس‌ ملی محدود کرده و از درک آن در مقیاس گسترده‌ترِ منطقه‌ خلیج فارس بازداشته است. حتی زمانی که حملات پهپادی و موشکی اسرائیل ایران، قطر، و یمن را هدف قرار داد، این واقعیت غالباً نادیده ماند که این کشورهای عضو شورای همکاری بودند که کانال‌های دیپلماتیکی میان امریکا و ایران برقرار کردند—کانال‌هایی که بعد از جنگ ۱۲ روزه از هم گسیخت— یا اینکه بسیاری از ایرانیان برای عبور امن از خلیج فارس به بوشهر و بندرعباس روی آوردند.

جاه‌طلبی‌های امپریالیستی اروپایی‌ها و رهبران محلی، و دهه‌ها جنگ و نظامی‌سازی، این تصور را جاانداخته که خلیج فارس مرزی جداکننده است که تعدادی واحد سیاسیِ بسته یا دولت-ملت‌ها گِرداگردش را گرفته‌اند. اندیشه ژئوپولیتیک این مفروضات را بدیهی می‌شمارد و می‌کوشد برای پیروزی در رقابت بر سر فضا آن را در قالب «علمی» عرضه کند. نظریه دولت نفتی رانت‌جو هم، که در مطالعه اقتصاد سیاسی نفت رواج کامل دارد، مدلی از جهان ارائه می‌دهد که در آن نفت صادر می‌شود و بسته‌های درآمد آن، درروندی تاریخ‌زدوده، مکانیکی و تا حدی جادویی به خزانه‌ها سرازیر می‌شوند. این تحلیل بر آن است که دولت‌های رانت‌جو از جوامع خود و حتی از یکدیگر جدا هستند، زیرا در یک بازار بین‌المللی یکپارچه عمل می‌کنند. پس جای تعجب ندارد که بخش عمده‌ای از آنچه خود را «مطالعات خلیج فارس» می‌نامد، و در جهان انگلو-امریکایی به‌طور فزاینده «مطالعات خلیج» شناخته می‌شود، صرفاً خلیج فارس را مرزی می‌بیند که باید محافظت شود یا فضایی که باید تثبیت شود. پس به مطالعه «تهدیدهای منطقه‌ای»‌ و نیروهای بی‌ثبات‌کننده بازارهای نفت یا چالش‌های سیاسی جاری یا رژیم‌های حاکم را بسنده می‌کند.

وقتی سیاست‌گذاران از تهران واز فراز آب‌های خلیج فارس به ابوظبی یا از ریاض به بغداد و دیگر نقاط به یکدیگر می‌نگرند این نگاه غالباً ماهیتی رقابتی دارد، بیشتر درس‌هایی برای یاد دادن در جیب دارند، البته گاهی هم چیزی از هم می‌آموزند. وضع از آن زمان که عباس مسعودی، دوست نزدیک محمدرضا شاه پهلوی، به شرق شبه‌جزیرهٔ عربستان سفر کرد و سه سفرنامه نوشت و در آنها همه آن چیزهایی ر ا که کویت و بحرین و دبی می‌توانند از ایران بیاموزند توضیح داد تغییر زیادی کرده است.

مقامات سیاسی ایران امروزه یا رؤیای ساختن ابرشهرهای جدید در استان‌های ساحلی را در سر می‌پرورند یا مثل پادشاهی‌های ثروتمند جنوب خلیج فارس در پی نمک‌زدایی از آب و پمپاژ آن به اعماق فلات ایرانند. شیفتگی به مدرن‌سازی— چه در قالب ذهنیتِ پدرسالارانهِ آموزش توسعه به همسایگان، چه در قالب نمایش نوعی مدرن‌سازی پرشتاب به رقیبان، و چه در قالب تحسین ناگفته و رشک‌آمیزِ رقبا— در نیم قرن گذشته به‌‌رغم تغییرِ رژیم‌های سیاسی درمنطقه بازتولید شده است.

ما در این شماره از ایرانشناسی در جهان با الهام از گرایش‌های جدید در«مطالعات انتقادی خلیج»، به‌جای آنکه منطقه ‌را پهنه‌ای ازپیش ‌تقسیم‌شده به واحدهای مجزا و خودمختار فرض ‌کنیم یا تحلیل را از دولت–ملت‌ها به‌عنوان نخستین یا یگانه واحد سیاسی آغاز ‌کنیم، وجود آنها را نقطه شروعی بدیهی نمی‌دانیم و به‌جای آن به کاوش در تاریخ‌های مرتبط و درهم‌تنیده‌ای می‌پردازیم که هم مکان‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهند هم تمایزهایی را در درون و میان جوامع موجب می‌شوند. این شماره چهره‌های چندگانهٔ خلیج فارس را از خلال گفت‌وگو با نویسندگان و مرور کتاب‌ها، مجلات، پژوهش‌های دکترا، و فیلم‌های مستند ایرانی و غیرایرانی می‌کاود، آثاری که مسیرهای مدرن‌سازی، خشونتِ استخراج، جابه‌جاییِ انسان‌ها، کار، سرمایه و کالاها و همچنین، دریا را به‌مثابه شالوده فضایی این عوامل ساختاری بررسی کرده‌اند . همچنین آثاری مورد توجه بوده که به روابط اجتماعی و پیکر‌بندی‌های ذهنی‌ای می‌پردازند که خلیج فارس را شکل داده‌، آن را در پروژه‌های سیاسی جای داده‌، موقعیتش را در اقتصادهای ملی تعریف کرده‌، و دانش تولیدشده درباره آن را هدایت کرده‌اند. مضمون مشترک مطالب این شماره این است که جوامع پیرامون خلیج، با وجود تفاوت‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، از نظر تحلیلی و سیاسی باید به‌عنوان فضاهایی مرتبط و در تعامل با هم بررسی‌ شوند.

بخش «گفت‌وگو» شامل دو مصاحبه با نویسندگان است. در مصاحبه نخست، اعظم خاتم در گفت‌وگویی با کاوه احسانی و آرنگ کشاورزیان، مشاوران ویژه این شماره، به بررسی تحولات اخیر در مطالعات خلیج می‌پردازد. این گفت‌وگو موج جدیدی از پژوهش‌ها و آثار اصلی آن را تحلیل می‌کند؛ آثاری که می‌کوشند پویایی‌ها و نیروهای ساختاری منطقه را فراتر از مفروضات ایستایِ تثبیت‌شده قبلی درک کنند. این پژوهش‌ها به مبادلات میان جوامع محلی، چرخش سرمایه خلیج، مهاجرت نیروی کار، بحران‌های محیط‌زیستیِ ناشی از صنایع استخراجی، و شرایطی می‌پردازند که در آن نهادهای دانشگاهی و جامعه مدنی می‌توانند درباره این نیروها و چالش‌های مرتبط با آنها وارد گفت‌وگویی معنادار شوند.

مصاحبه دوم را آرنگ کشاورزیان با مهران کامروا، استاد دانشگاه جورج‌تاون در قطر و مدیر «واحد مطالعات ایران» در مرکز عربی پژوهش و مطالعات سیاسی، انجام داده است. آنها مسیر شکل‌گیری مطالعات خلیج را نخست در ایالات متحده و سپس در دانشگاه قطر دنبال می‌کنند و درباره تفاوت چشم‌اندازهایی که ایرانیان و اعراب به منطقه دارند و پیش‌داوری‌هایی که اغلب مانع پژوهش‌های مشترک می‌شود بحث می‌کنند.

بخش «علوم اجتماعی ایران» شامل پنج معرفی و نقد کتاب، مرور یک نشریه، و مروری بر فیلم‌های مستند نفتی است.
در نخستین مرور، حمیدرضا یوسفی دگرگونی جزیره خارک را از خلال دو خاطره‌نویسی، به قلم انجوی شیرازی و کریم کشاورز، و دو تک‌نگاری،‌ به قلم جلال آل‌احمد و خسرو خسروی، بررسی می‌کند. او تخیل روشنفکران ایران را درباره این جزیره در دههٔ ۱۳۱۰، زمانی که تبعیدگاه زندانیان سیاسی بود تا وقتی که در دههٔ ۱۳۴۰ به مهم‌ترین پایانه صادراتی نفت ایران تبدیل شد دنبال می‌کند.

کاوه بیات در مرور خود بر کتاب هفده جلدی جغرافیای ایران به قلم حاجعلی رزم‌آرا (۱۳۱۶)، به ویژه جلد «جزایر خلیج فارس»، منظر دفاعی- نظامی به سواحل جنوب را در میان مقامات ایرانی در فاصله دو جنگ جهانی می‌کاود. او می‌نویسد این مجموعهٔ هفده جلدی که جغرافیای ایران را از دید حفاظت از مرزها رصد کرده است وقتی به کرانه خلیج فارس می‌رسد بر اهمیت جزایر برای دفاع از استان‌های ساحلی و خطر متروکه شدن آنها در نتیجه مهاجرت تآکید می‌کند.

شیما وزوائی در«سیاست هویتیِ یک پیکرهٔ آبی» مطالعات خلیج فارس در دانشگاه‌های ایران را بررسی می‌کند و به آموزش و پژوهش در دو دانشگاه ساحلی، در بوشهر و بندرعباس، می‌پردازد و نقش پشتیبانی دانشگاه شیراز، رشته تاریخ دانشگاه تهران، و بنیاد ایرانشناسی را از طریق همایش‌ها و کتاب‌های آنها تحلیل می‌کند. او سرانجام نشانه‌هایی از پیگیری سه سیاست متفاوت در این زمینه به‌دست می‌دهد: تولید دانش برای رقابت اقتصادی با کشورهای جنوبی خلیج فارس، تولید دانش هویت‌گرا برای دیپلماسی، و تلاش‌هایی برای شناخت این پیکره در قالب دانش انتقادی.

آیدین ترکمه در مرور کتاب کاوه احسانی (۱۳۹۸)، محیط مصنوع وشکل‌گیری طبقه کارگر صنعتی در ایران، آن را قسمی تاریخ محلیِ سرمایه‌داری نفتی در خوزستان می‌داند که در تصویر کردن فرایندهای تغیر مالکیت زمین و دگرگونی روابط کار از طریق محیط مصنوعِ «مجموعهٔ نفتی» موفق است. او این اثر را تحلیلی بدیع از دگرگونیِ شهری آبادان، چگونگی کالایی ‌شدنِ اجباریِ فضای شهری و زندگی روزمره به عنوان بستر شکل‌گیری طبقهٔ کارگر، و ظهور مسئله مسکن به عنوان «مسئلهٔ اجتماعی» می‌داند.

محبوبه میرزایی در مرور کتاب سراب نفت خام از رؤیا خوشنویس (۱۴۰۲) آن را در تحلیل رمانها و ادبیات نفتی قبل و بعد از انقلاب موفق ارزیابی می‌کند. او ضمن یادآوری نوآوری‌های خوشنویس در تحلیل اجتماعی ادبیات نفتی و توجهش به تنوع موضوعات آن، ازجمله پرداختن به زندگی کارگران نفت، زندگی شهری، و زندگی زنان و کودکان در حاشیه نفت برخی مفروضات نویسنده را در تحلیل این ادبیات به عنوان «ادبیات افول و سراب» مورد تردید قرار می دهد.

در مرور «فصل‌نامه خلیج فارس» که بنیاد ایران‌شناسی در ایران منتشر می‌کند نشان داده شده که این نشریه گرچه در پی گسترش پژوهش درباره منطقه است، همچنان در تعریف دقیق حوزه تمرکز خود و درک خلیج فارس به‌مثابه یک موضوع پژوهشی مردّد است. در واقع، شماره‌های متفاوت این فصلنامه آمیزه‌ای ناهمگون از مقالات را شامل می‌شود؛ از دیپلماسی، نفت و انرژی، و دفاع و امنیت گرفته تا معماری شهرهای جنوبی و مردم‌نگاری‌های آنها.

آخرین مرور این بخش تحلیل ساناز سهرابی از سه فیلم مستند ابراهیم گلستان در مورد نفت و خلیج فارس است. سهرابی تحول این آثار را دنبال می‌کند، از بازنمایی یک پروژه صنعتی در فیلم از قطره تا دریا (۱۹۵۷)، تا تصویر خشونتِ استخراج علیه محیط‌های طبیعی و انسانی در فیلم یک آتش، و نهایتاً نمایش رنج کارگران نفت در گرمای طاقت‌فرسای جنوب در موج، مرجان، خارا (۱۹۶۲). او ضمن اشاره به تحول دیدگاه گلستان دراین دوره استدلال می‌کند که این فیلم‌ها نقشی محوری در شکل‌گیری و آغاز موج نو سینمای ایران ایفا کرده‌اند.

بخش «جهان و یک منطقه» شامل شش نقد کتاب، چهار خلاصه از پژوهش‌های پیشگام دکترا، و مرور شمارهٔ ویژه‌ای از یک نشریه است. مرور اول به قلم روهان ادوانی کتاب پول، بازار، و سلطنت، سومین کتاب آدام هنیه (۲۰۱۹) درباره این منطقه را بررسی می‌کند و افزایش نقش کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را در شکل‌ دادنبه پویایی‌های سیاسی و اقتصادی خاورمیانه هم‌زمان با عقب‌نشینی ایالات متحده مورد بحث قرار می‌دهد. طبق استدلال هنیه، شالوده این نفوذِ رو‌به‌گسترش سهم فزاینده شورای همکاری خلیج فارس در تشکیل سرمایه بانکی و مالی در جهان عرب است. این مرور پیشتر در مجله مریپ منتشر شده است.

احسان سیاهپوش در مرور کتاب ساخت فضا برای خلیج، از آرنگ کشاورزیان (۲۰۲۳)، می‌نویسد این کتاب از رویه‌های معمول نوشتن درباره خلیج فارس که یا به نفت منظری هستی‌شناسانه می‌بخشند یا وجود دولت‌- ملت‌ها را بدیهی و مفروض می‌گیرند یا به خلیج هویتی فرهنگی و سیاسی می‌دهند امتناع می‌کند و به جای آن منطقه را فضایی متشکل از آمدوشد مردمان و کالاها و سرمایه می‌بیند که در انتظام فضاییِ معینی ساختار یافته‌اند و هر فصل کتاب یکی از این فناوری‌های فضایی را واکاوی می‌کند.

مرور سوم بر کتاب شهروندان ثبت‌نشده، نوشتهٔ نوره لوری (۲۰۱۹)، تلاش او را در بررسی مشکلات زندگی «بدون‌ها»، یعنی جمعیت بدون مدرکِ اقامت در امارات، نوآورانه می‌داند. امارات جامعه‌ای است که ۹۰ درصد جمعیت آن مهاجر است و تبدیل بدون‌ها به ناشهروند از نظر نویسنده نمونه آشکاری از بازتعریف طردکننده شهروندی و مفهوم ملت در مدرنیزاسیون این امیرنشین است. بدون‌ها غالباً پیش از۱۹۷۱، زمانی‌که امارات بهکشوری مستقل تبدیل شد، در یکی از امارات آن می‌زیستند.

الکس بودروکاس در مرور خود مجموعه‌ای از آثار تازه درباره مهاجرت نیروی کار به شرق شبه‌جزیرهٔ عربستان را مرور می‌کند؛ از جمله شهر بیگانگان اثر اندرو گاردنر (۲۰۱۰)، شهروندان ناممکن نوشته نهـا وُرا (۲۰۱۳)، و تاریخ شهر و دولت درخلیج‌ فارس از نلیـدا فوکّارو (۲۰۰۹)، و چند اثر دیگر. او استدلال می‌کند که نظام صدور ویزای کار مبتنی بر کفالت مهاجران را به‌طور ساختاری در وضعیتی بی‌ثبات نگه می‌دارد، دسترسی آنان را به حقوق شهروندی سلب می‌کند، و از خلال فرایندهای استخدام و اخراج، امکان انباشت سریع سرمایه توسط دولت را فراهم می‌سازد.

مرور آرنگ کشاورزیان بر کتاب ریشه‌های اختلاف عرب‌ها و ایرانیان: ملی‌گرایی و حاکمیت در خلیج بین دو جنگ جهانی، از چلسی مولِر (۲۰۲۰) که پیشتر در مجله مطالعات ایران منتشر شده، به دانش ما درباره تاریخ دیپلماتیک منطقه در دوران سلطه بریتانیا می‌افزاید. این مرور بر استدلال مولر تأکید می‌کند که چگونه سده‌ها درهم‌تنیدگی و وابستگی متقابل در خلیج فارس در فاصله میان دو جنگ جهانی به رقابت ژئوپولیتیک عربی–ایرانی بدل شد. نویسنده، خیزش ناسیونالیسم عربی در شیخ‌نشین‌های خلیج را ناشی از سیاست‌های ملی‌گرایانه رضاشاه می‌داند؛ سیاست‌هایی که هم‌زمان زمینه مداخله امپریالیستی بریتانیا در امور منطقه را تقویت کرد.

نشریه برگزیده برای این بخش، شماره ویژه مجله مریپ (MERIP) با عنوان «سیاست‌ گذار از سوخت فسیلی» است که در تابستان ۲۰۲۴ منتشر شده و مطالب اصلی‌ آن برای این شماره خلاصه شده است. این مقالات پروژه‌های جاه‌طلبانه و غالباً زیاده تحسین‌شدهٔ کربن‌زدایی را در کشورهای شورای همکاری بررسی می‌کند؛ محدودیت‌های اساسی تولید انرژی خورشیدی را برجسته می‌کند؛ به چالش‌هایی می‌پردازد که کسب‌وکارهای کشاورزیِ استخراجی و برون سرزمینی با هدف تأمین امنیت غذایی خلیج ایجاد می‌کنند؛ ابتکاراتی را تحلیل می‌کند که با هدف مختل‌کردن زنجیره تأمین تسلیحات برای اسرائیل و یا حفاظت از زیست‌بوم‌ در کردستان شکل گرفته‌اند؛ و ظهور داستان‌های علمی–تخیلیِ محیط‌زیستی را مورد بحث قرار می‌دهد که بازتاب‌دهنده اضطراب‌های زیست‌محیطی رو‌به‌افزایش منطقه است.

این بخش با خلاصه‌ای از چهار رسالهٔ دکتری به قلم نویسندگان آنها پایان می‌یابد.

گابریل یانگ در رساله «دولت، زمین، و کار در ساخت مناطق پیرامونی در عراق؛ نمونهٔ بصره» تاثیر مناقشات بر سر کِشت خرما را در حوزۀ استخراج نفت در پیرامون بندر بصره در دگرگونی دولت عراق در قرن بیستم بررسی می‌‌کند. او این پرسش را کانون بررسی خود قرار داده که چرا افزایش ثروت مادی استان بصره میان دهه‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۶۰ با تضعیف جامعۀ مدنی پرجنب‌وجوش و دیرپای آن همراه شد، فرایندی که یک مرکز استانی پویا و یکپارچه را با تجارت خلیج فارس به حاشیه‌ای استخراجی در مرزهای دولت عراق بدل کرد.

اسکات اریک در «مستندسازی دگرگونی دریا در خلیج فارس» می‌نویسد از سال ۲۰۲۰ مشغول پژوهش‌های مردم‌نگارانه و تاریخی‌ دربارۀ مالکیت در دریا در بخش جنوبی خلیج فارس بوده و درحال تدوین نخستین کتابش با عنوان رام‌کردن دریا: محیط زیست، حصارکشی، و استخراج در جنوب شرقی شبه‌جزیرهٔ عربستان است. او از طریق مصاحبه با ماهیگیرانِ امارات متحدۀ عربی و عمان می‌کوشد برای یک سؤال ساده پاسخ بیابد: چه کسی، غیر از خدا، می‌تواند «مالک» اقیانوس باشد؟ او می‌‌نویسد پاسخ بسیار پیچیده‌تر از آن است که به نظر می‌رسد.

رسالهٔ عقیل دغاقله، «امتناع بومی: اقلیت عرب و شکل‌گیری دولت مدرن در ایران»، مطالعه‌ای تاریخی و قوم‌نگارانه است دربارهٔ اینکه چگونه جوامع عرب خوزستان با قدرت دولتی چانه‌زنی می‌کنند و در برابر شیوه‌های اعمال قدرت آن مقاومت می‌ورزند. او نشان می‌دهد که این جوامع خود را «جوامع بومی منطقه» می‌دانند، جوامعی درهم‌تنیده با جهان بوم‌شناختی‌ای که در آن زندگی می‌کنند: زمین، هور‌ها، رودخانه‌ها و … ادعای بومی‌ بودن آنها با نوعی امتناع پیوند یافته است: امتناع از ادعای دولت دربارهٔ اعمال حاکمیت بر منطقه؛ تردید نسبت به معنای تحمیلیِ شهروند ایرانی؛ ردّ آنچه آن را تحمیل نیروهای غیربومی برای راندن و جابه‌جاکردن خود تصور می‌کنند؛ و امتناع از پذیرفتن این روایت که پیوستن به دولت–ملت متمرکز در حکم «رستگاری» است و در نظرشان در واقع، مدرن‌سازی چیزی بیش از فاجعه به بار آورده است. این امتناع تلاشی مداوم برای حفاظت از خودمختاری بومی و شیوه‌ای از زیست است که در زیست‌بوم محلی ریشه دارد.

الکس بودروکاس در رساله‌اش، «شکل‌گیری طبقهٔ کارگر مهاجر: مبارزه بر سر شهروندی در کویت و خلیج فارس، ۱۹۲۵ تا ۱۹۷۵»، با بهره‌گیری از طیفی از منابع عربی و انگلیسی، ریشه‌های رژیم کار و نظام کفالت ویزای کار را که برای دولت‌های شورای همکاری خلیج نقشی حیاتی دارند بررسی می‌کند. رسالهٔ او، که بر کویت متمرکز است، خاستگاه چیزی را توضیح می‌دهد که آن را «دولتِ اخراج» می‌نامد. اما هم‌زمان دوره‌ای فراموش‌شده از دهه ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ را نیز بازمی‌نمایاند که در آن همبستگی طبقاتی تلاش شرکت‌های چندملیتی و دولت‌ها را برای تقسیم کارگران بر اساس ملیت و نژاد خنثی می‌کرد.

[print_link]

نظرات بسته شده است.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Privacy & Cookies Policy