خلیج فارس در جغرافیای نظامیِ رزم آرا  (©پس‌زمینه)

[print_link]

/مرور کتاب | زمان مطالعه: 7 دقیقه

خلیج فارس در جغرافیای نظامیِ رزم آرا
کاوه بیات | آذر ۱۴۰۴

© Background Photo by Thomas Ashlock on Unsplash

ISSN 2818-9434

null

حاج علی رزم‌آرا

حاج علی رزم‌آرا سپهبد نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی و نخست‌وزیر ایران (۱۹۵۰) بود. این نظامی و سیاستمدار ایرانی، پس از سال‌ها فرماندهی عملیات نظامی در مناطق مختلف ایران در دوره رضا شاه، در دانشگاه جنگ، دانشگاه نظامی وابسته به ارتش ایران تدریس می‌کرد.

مجموعۀ هفده جلدی جغرافیای نظامی ایران که به قلم و تحت سرپرستی سرتیپ حاجیعلی رزم آرا در فاصلۀ سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ در تهران منتشر شد یکی از مهمترین مآخذ جغرافیایی ایران معاصر است و جلد جزایر ایران در خلیج فارس (۱۳۲۳) مهمترین کتاب در این مجموعه دربارۀ خلیج فارس. ترتیب انتشار این مجموعه و یا منطق حاکم بر این ترتیب و تقسیم به‌درستی روشن نیست. بر اساس قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶، ایران به شش استان تقسیم شده بود، اما براساس آخرین تغییر و تبدیل نواحی نظامی، ایران از ۹ لشکر و ۴ تیپ مستقل در سال ۱۳۱۴، در فاصله پنج سال، تحت تابعیت ۱۸ لشکر در سال ۱۳۱۹ قرار گرفته بود (قائم مقامی، ص ۷۸) که با تقسیم‌بندیِ هفده‌گانۀ جغرافیای نظامی ایران همخوانی بیشتری دارد، گرچه مطابقت کامل نیز ندارد زیرا از آن هجده لشکر، ۲ لشکر در تهران و ۴ لشکر نیز در آذربایجان تعریف شده بود حال آنکه در جغرافیای نظامی، از تهران به صورت مشخصی یاد نشده است، آذربایجان در دو بخش خاوری و باختری توصیف شده و مجلدی نیز به کویرهای ایران اختصاص یافته است که نه با تقسیمات کشوری مطابقت دارد و نه تقسیمات لشکری (همان).

هدف اصلی از تدوین این مجموعه، به‌ویژه در بررسی‌هایی که به استان‌های مرزی کشور مربوط می‌شدند، ارائۀ تصویری از وضعیت دفاعیِ این مناطق از لحاظ نظامی بود و توجه به نقاط ضعف و نقاط قوت هر یک از آنها با توجه به عوارض جغرافیایی و خطوط مواصلاتی و دیگر عواملی که در اینگونه ارزیابی‌ها باید مورد توجه قرار گیرند و همانطور که خواهیم دید جزایر از این منظر نقشی کلیدی داشتند.

رزم آرا نخستین افسر ایرانی نبود که دربارۀ خلیج فارس نوشت، اما اولین افسری بود که از منظر جغرافیای نظامی به این مقوله نگریست. در این خصوص، می‌توان به رشته مقالات سرگرد احمد احتسابیان در مجلۀ قشون در فاصلۀ سال‌های ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۷ اشاره کرد که در ۱۳۱۰ با عنوان جغرافیای نظامی ایران منتشر شد که بیشتر جنبه‌ای عمومی داشت تا «نظامی» و یا کتاب خلیج فارس آرنولد ویلسون که در همان سال به سفارش نشریه قشون به‌قلم محمد سعیدی به فارسی ترجمه و منتشر شد، و همچنین کتاب خلیج فارس غلامعلی بایندر، فرماندهٔ نیروی دریایی ایران، که در ۱۳۱۷ منتشر شد و به‌رغم تمامی داده‌های ارزشمندش افزایش آگاهی ایرانیان و «مخصوصاً افسران و نیز کارمندان ادارات دولتی…» را هدف داشت و چندان به جنبه‌های نظامی موضوع نپرداخت. (بایندر، ص شانزده)

رزم آرا در سال ۱۳۱۴ به ریاست دایرۀ جغرافیایی ارتش منصوب شد، اما به نظر می‌آید که بسیاری از داده‌ها و دانسته‌هایی که بعدها در مجموعۀ جغرافیای نظامی ایران بازتاب یافت، از سال ۱۳۱۶ به بعد و در چارچوب همکاری‌های او با دانشگاه جنگ گرد آمده باشد (رزم آرا، ۹۵-۹۶). رزم آرا دربارۀ کرانه‌های ایرانی خلیج فارس بررسی مستقلی منتشر نکرد و برای آگاهی از تحقیقات وی در این زمینه باید به آن بخشی از دیگر جلدهای جغرافیای نظامی ایران مراجعه کرد که استان‌های جنوبیِ کشور را دربرمی‌گرفت؛ از جمله خوزستان (۱۳۲۰) و به‌ویژه فصل ششم کتاب با عنوان «کرانه‌های خوزستان» (۸۰-۶۴) که «یک مرز دریایی در حدود ۲۱۰ کیلومتر… [را شامل می‌شود] … از نهر خین در شط ‌العرب شروع و در بندر دیلم ختم می‌شود…» در دو بخش «… کرانه‌هایی که بوسیلۀ شط ‌العرب تشکیل گردیده [و] کرانه‌هایی که بوسیله دریا بوجود آمده است»(همان، ۶۴). خرمشهر، آبادان، و بهمن شیر از مناطق واقع در این حوزه هستند.

در دو جلد بعدی این مجموعه، منطقه فارس (۱۳۲۳) و کرمان (۱۳۲۳)، نیز برای شناسایی بخش‌های کرانه‌ای این دو استان فصل‌های جداگانه‌ای در نظر گرفته شده‌اند. در فصل کرانه‌های منطقۀ فارس، به طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر از «بندر شاه عبدالشاه ۱۲ کیلومتری باختر بندر دیلم… [تا]… مصب رودخانۀ مهرگان ۲۵ کیلومتری باختری بندر خمیر» دربارۀ جمعیت، وضعیت اقتصادی، جغرافیای انسانی، جزایر، راه‌ها، رودخانه‌ها، بندرها، و خورهای این خطه اطلاعاتی ارائه شده است. (منطقه فارس، ۱۲۶-۱۳۴).

در فصل ششم جغرافیای نظامی کرمان، «وضعیت کرانه‌های منطقۀ کرمان از بندر عباس الی جاسک»، تأکید اصلی بر توصیف ویژگی‌های جغرافیایی این منطقه با حدود ۴۷۰ کیلومتر طول است؛ ملاحظاتی کلی دربارۀ آب و هوا و آنگاه رشته کوه‌ها، رودخانه‌ها، خورها، و عمق آب‌های ساحلی. در بخش مربوط به «بنادر و قراء واقعه در کرانه»، در ذیل هر یک از بنادر و آبادی‌ها به جغرافیای انسانی، به حال‌وروز مردمان این حدود نیز مختصر اشاره‌ای می‌شود. از جمله، وخامت وضع اقتصادی این مردمان که مانند بسیاری از دیگر حوزه‌های پیش گفته «… روی اصل ضعف اقتصادی اغلب ساکنین کرانه مخصوصاً در حدود جاسک و بیابان به عمانات مهاجرت نموده در کارگاه‌های صید مروارید مزدوری می‌نمایند. بیشتر قراء بیابان که سابقاً اهمیت داشته فعلاً بدون سکنی می‌باشند» (کرمان، ۱۷۱). البته در ادامه، با تأکید بر مواردی چون لزوم سدسازی و توسعۀ خطوط ارتباطی، تبدیل راه مالروی کرانه‌ای به شوسه، و اتصال خط تلفن بندرعباس میناب به جاسک و چاه‌بهار برای عمران و آبادی منطقه پیشنهادهایی نیز ارائه شده بود. (همان)

بر اساس قانون تقسیمات کشوری مصوب ۱۳۱۶، منتهی‌الیه جنوب شرقی کرانۀ ایرانی خلیج فارس در زمان تدوین این مجموعۀ جغرافیایی بخشی از استان ششم یا مکران را تشکیل می‌داد که از «شمال به منطقه خراسان، از طرف باختر منطقه کرمان، از طرف جنوب دریای عمان [و] از طرف خاور، [به] بلوچستان انگلیس محدود می‌شد». (مکران، ۱۹)

در ابتدای فصل هفتم کتاب، «وضعیت کرانه‌های مکران»، در توصیف خصوصیات کلی این حدود آمده است «کرانه‌های مکران با وصف آنکه خیلی مطول و در حدود ۷۰۰ کیلومتر است ولی نقاط حساس آن کم و نقطۀ مهم و قابل توجه آن زیاد نیست… سکنه و نقاط مسکون در کرانۀ مکران خیلی نادر و جز یک مشت مردمان بی‌چاره که زندگانی آنها از صید ناچیز کرانه می‌گذرد کسی وجود نداشته و شاید مجموعه این سکنه را می‌توان از خاور به باختر در حدود ۵ هزار محسوب داشت که دو هزار آن فقط در چاه‌بهار است…» (همان، ۷۹). در ادامۀ این فصل، دربارۀ هریک از آبادی‌های کرانۀ مکران و مخصوصاً بنادر عمده‌ای چون جاسک و چاه‌بهار اطلاعاتی ارائه شده است. (همان، ۱۰۵-۷۲)

همانگونه که در ابتدای این یادداشت خاطر نشان شد، هدف اصلی از تدوین این مجموعه به‌ویژه در استان‌های مرزی، ارائۀ تصویری از وضعیت دفاعی این مناطق از لحاظ نظامی بود و در این بخش نیز تا جایی که به دفاع از مرزهای جنوبی کشور مربوط می‌شد، کرانه‌های همۀ این استان‌ها اهمیت داشت؛ ولی در بعضی از این بررسی‌ها گوشزد شده بود: «اجرای این وظیفۀ سنگین و مهم را … فقط با در دست داشتن جزایر ممکن است عملی نماید، از دست رفتن جزایر مثل از بین رفتن سواحل است» (کرمان، ۲۰۸)- این موضوعی است که در جزایر ایران در خلیج فارس به تفصیل بدان پرداخت شده است.

جزایری که در این کتاب همراه با یازده قطعه نقشۀ پیوست به آنها پرداخته شده است عبارتند از خارک و خارکو، شیخ شعیب، فارو، کیش، جزایر کوچک (هندورابی، سیری، بوموسی، تنب، بنی تنب، قشم، هنگام، هرمز، لارک و جزایر بحرین). مضامین این بررسی شامل ترسیم وضعیت جغرافیایی و طبیعی، سکنه، وضعیت اقتصادی، ارزش نظامی، و نوعی ارزیابی کلی از هر یک از این جزایر است؛ البته دربارۀ پاره‌ای از این جزایر، از جمله کیش، قشم، هنگام، هرمز، و بحرین به پیشینۀ تاریخی آنها هم اشاره می‌شود و اینکه آغاز توجه اروپائیان به این جزایر به سدۀ ۱۶ میلادی بازمی‌گردد، توجهی که بعدها باعث شد «… این جزائر هر یک به نوبۀ خود آماج عملیات مطول و پیاپی شده و اکثر در نتیجۀ این اردوکشی‌ها خراب و ویران…» شوند. (جزایر ایران، ۲)

البته به گونه‌ای که از دیگر توضیحات کتاب برمی‌آید، خرابی و ویرانیِ بخش اعظم این جزایر و همچنین آبادی‌های واقع در بخش شمالی این جزایر در کرانۀ اصلی بیش از آنکه حاصل اردوکشی‌های فوق‌الذکر باشند دلایل دیگری داشتند. در فصل یازدهم کتاب، «نظریات کلی راجع به جزایر خلیج فارس»، در کنار اشاره به وضعیت اقتصادی جزایر در حوزه‌های کشاورزی، معادن، صید مروارید، قایق سازی، دریانوردی، و صید ماهی از دشواری‌های کار و معیشت منطقه نیز شرحی به دست می‌آید که برخی از آنها از شرایط طبیعی آن حدود ناشی می‌شد مانند کم‌آبی یا فقدان معادنِ شایان‌توجه و برخی نیز عوامل انسانی داشت مثل مهاجرت اهالی به دلیل دشواری‌های زندگی: «… امروزه سکنه جزایر ایران کم و روز بروز نیز تحلیل می‌رود. یک علت عمده و جهت بزرگ همان نبودن وسیلۀ زندگانی است زیرا به طوری که در قسمت اقتصادی ذکر شد جزایر ایران از لحاظ کشاورزی بسیار فقیر و حتی احتیاجات سکنۀ خود را هم نمی‌تواند مرتفع سازد و اجباراً بایستی از خارج حمل گردد…» (همان، ۱۲۲). در ادامه، به مشاغلی که از دیرباز در آن مناطق رایج بوده است و مردم از آن طرق زندگانی می‌کرده‌اند- مروارید، صید ماهی، باربری و قایق سازی- نیز اشاره شده و راه را در بذل توجه بیشتر به «نکات مندرجه بالا» می‌داند که «ممر معیشت اهالی است…» تا شاید «… سکنه بازرفته عودت نموده و جزایر رونق گذشتۀ خود را از لحاظ انسانی و آبادانی دارا…» شوند. (همان)

گرچه رزم آرا در این کتاب نیز همانند دیگر مجلدات جغرافیای نظامی ایران بخش‌هایی را به توصیف تدابیر نظامی‌ای اختصاص می‌دهد که می‌بایست برای دفاع از این جزایر اتخاذ می‌شدند (همان، ۱۲۳-۱۳۱)، در عین حال بر این نکته تأکید می‌کند که حتی اگر برای همین اهمیت نظامی هم که باشد «… بایستی با تمام قوا جدیّت در آبادانی و مسکون نگهداشتن آنها بشود چه هر قدر این جزایر غیرمسکون و فاقد ارزش اقتصادی گردد به همان اندازه عملیات نظامی در آن مشکل‌تر و پرزحمت‌تر خواهد بود» (همان، ۱۳۲). ناگفته نماند که آراء رزم آرا دربارۀ ارتباط میان پدیدۀ مهاجرت فزایندۀ مردمان صفحات جنوبی کشور و لزوم رسیدگی به این معضل که مستلزم توجه نظام اداری به ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی آن حدود بود، از جمله وابستگی به نوعی داد و ستد آزاد در کل خلیج فارس، از این ملاحظات پراکنده فراتر نرفت.

منابع:

بایندر، غلامعلی، ۱۳۸۸. خلیج فارس، چ ۲، تهران: انتشارات موقوفات محمود افشار.

سرتیپ علی رزم آرا، ۱۳۲۰. جغرافیای نظامی ایران، خوزستان، بی‌جا، چاپخانه ارتش

———-، ۱۳۲۰. جغرافیای نظامی ایران، مکران، بی جا، بی نا.

———-، ۱۳۲۳. جغرافیای نظامی ایران، منطقه فارس، بی‌جا، چاپخانه ارتش.

———-، ۱۳۲۳. جغرافیای نظامی کرمان، بی‌جا، بی نا.

———-، ۱۳۲۳. جغرافیای نظامی ایران، جزایر ایران در خلیج فارس، ۱۳۳ ص،۱۱ نقشه

رزم آرا، کامبیز و بیات کاوه (به کوشش)، ۱۳۸۲.خاطرات و اسناد سپهبد حاجیعلی رزم آراء، تهران: نشر و پژوهش شیرازه.

قائم مقامی، جهانگیر، تاریخ ارتش نوین ایران، از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ خورشیدی، مجلد یکم، چاپخانه ارتش، بی تا.

[print_link]

نظرات بسته شده است.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Privacy & Cookies Policy