نفت خام و سراب آبادانی  (©پس‌زمینه)

[print_link]

/مرور کتاب | زمان مطالعه: 9 دقیقه

نفت خام و سراب آبادانی
محبوبه میرزایی | آذر ۱۴۰۴

© Background Photo by Odile on Unsplash

ISSN 2818-9434

null

نفت خام و سراب آبادانی

نفت خام و سراب آبادانی
رؤیا خوشنویس
ترجمهٔ علی قاسمی منفرد

نشر شیرازه
۱۴۰۳، تهران

null

رؤیا خوشنویس

رؤیا خوشنویس پژوهشگر مقیم در مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تهران است. تخصص او مطالعات فرهنگی است و درباره ابعاد فرهنگی – اجتماعی انرژی و سوخت‌های فسیلی در ایران و کشورهای خلیج فارس تحقیق می‌کند.

کتاب نفت خام و سراب آبادانی، رساله دکترای رؤیا خوشنویس است که با عنوان «نفت خام و وعده‌های دروغین مدرنیته: تجربه نفت در ادبیات داستانی مدرن ایران» در سال ۲۰۲۱ در دانشگاه آمستردام هلند دفاع شده است. این کتاب تحلیلی بدیع از ادبیات مدرن ایران از منظر مطالعات انسانی انرژی ارائه می‌دهد؛ حوزه‌ای که می‌کوشد نشان دهد که نظام‌های انرژی نه‌فقط مناسبات اقتصادی و سیاسی، بلکه آگاهی جمعی، فرهنگ، و تولیدات هنری و ادبی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. کتاب خوشنویس به‌طور خاص در شاخهٔ مطالعات فرهنگی نفت قرار می‌گیرد؛ جایی که نفت دیگر صرفاً منبعی اقتصادی و یا ماده‌ای شیمیایی نیست، بلکه به‌مثابه مفهوم و یا ماده‌ای فرهنگی شناخته می‌شود که تخیل، احساسات، و هویت خاصی را شکل می‌دهد و اصولاً با فرایند مدرنیتهٔ نفتی همراه است. این شکل از مدرن شدن با ویژگی‌های خاصی همچون شتاب زیاد، رشد یک‌جانبهٔ اقتصادی، ضعف زیرساختی، وضعیت [نیمه]استعماری، و شکاف میان سنت و مدرنیته مشخص می‌شود. بنابراین، نویسنده از منظر مطالعات انسانی انرژی و با تمرکز بر تأثیرات عمیق فرهنگیِ نفت، ردّ حضور آن را بر قلم نویسندگان و روشنفکران ایرانی، از نخستین سال‌های استخراج نفت تا به امروز، دنبال می‌کند. خوشنویس می‌کوشد با ارائهٔ روایتی منسجم از بازنمایی نفت در چندین اثر داستانی و غیرداستانی، نه‌فقط درک عمیق‌تری از چگونگی مواجهه ادبیات ایران با پدیدهٔ نفت به دست دهد، بلکه به میانجی مطالعهٔ این بازنمایی‌ها، تصویری شفاف‌تر از تجربه‌های احساسی، اجتماعی، و روزمرهٔ ایرانیان از زندگی در سایهٔ صنعت نفت ترسیم کند.

کتاب از هفت فصل، به‌علاوهٔ مقدمه و نتیجه‌گیری تشکیل شده است. مقدمه با توضیح چارچوب و مفاهیم نظری پژوهش آغاز می‌شود و در ادامه به معرفی مفاهیم محوری در داستان‌های نفتی می‌پردازد. در این بخش، خوشنویس علاوه بر درونمایه‌های مشترک در داستان‌های نفتی ایران و جهان، همچون استعمار، مدرنیته نفتی، و نیروی کار و محیط مصنوع نفت سه مفهوم دیگر را نیز در داستان‌های نفتی ایرانی واکاوی می کند: نفت به‌مثابه تمثیل ملی؛ مفهوم مرکز و حاشیه در محیط نفتی، به معنای بازنمایی تفکیک فضایی و طبقاتی در مناطق نفتی ایران؛ و در نهایت جنسیت در شهرهای نفتی که به بازنمایی زیست و هویت زنان در بستر نظم فرهنگی و اقتصادی مدرنیته نفتی می پردازد.

فصل اول، «تاریخ ایران، ادبیات مدرن فارسی، و مواجهه نفتی»، با مروری هم‌زمان بر بستر سیاسی و اجتماعی ایران و تاریخ ادبیات مدرن فارسی از اواخر قرن سیزده تا به امروز، توضیح می‌دهد که «ادبیات مدرن ایران به همان اندازه که متأثر از انقلاب مشروطه و کودتا بود، از مدرنیته نفتی نیز تأثیر پذیرفته بود.» (خوشنویس، ۱۴۰۱: ۴۶)، نقطه عزیمتی که کمتر مورد توجه تاریخ نگاران ادبیات مدرن ایران قرار گرفته است. بر مبنای این مرور تاریخی، او بازنمایی تجربهٔ نفتی در ادبیات فارسی را به سه دورهٔ تاریخی تقسیم ‌می‌کند و چگونگی شکل‌گیری سوژهٔ نفتی را در ادبیات هر دوره در پیوند با بستر سیاسی و اجتماعی آن بررسی می‌کند.

فصل دوم کتاب، براساس دوره‌بندی تاریخی ارائه‌شده در فصل قبل، به بررسی دورهٔ اول که آن را «دوران آگاهی از نفت (۱۳۳۲ـ۱۲۹۰)» می‌نامد می‌پردازد. خوشنویس در این فصل با بررسی دو قصیده از ملک‌الشعرای بهار، «قضیه خر دجال» (۱۳۲۳) از صادق هدایت، و سرگذشت کندوها (۱۳۳۳) اثر جلال آل‌احمد اولین جلوه‌های مواجهه ادبیات با نفت را تحلیل می‌کند. این فصل نشان می‌دهد که نفت- یا به تعبیر هدایت این «گوهر شب‌چراغ»- در آثار روشنفکران این دوره به‌عنوان ثروت ملی و دارایی باارزشی بازنمایی شده است که نفوذ خارجی‌ها و بی‌کفایتی حکومت پهلوی آن را به نابودی می‌کشاند.

فصل سوم، «دوران نبرد بر سر نفت»، به بررسی آثار دهه سی تا انقلاب اختصاص دارد. در این فصل نویسنده داستان‌های عاشورا در پاییز (۱۳۴۸) و تابستان همان سال (۱۳۴۸) اثر ناصر تقوایی، پسرک بومی (۱۳۵۰)، شهر کوچک ما (۱۳۵۰)، و همسایه‌ها (۱۳۵۳) اثر احمد محمود، و سیاسنبو (۱۳۵۸) و اکوسیا (۱۳۵۸) اثر محمدرضا صفدری را بررسی می‌کند. این بررسی نشان می‌دهد که ادبیات متعهدِ برخاسته از جنبش ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۱۳۳۲، و خیزش‌های کارگری و تفکرات چپ‌گرایانه، به‌جای پرداختن به نفت به ‌عنوان «گنج سیاه»، به روایت تجربهٔ بدن‌های فرسوده کارگران و شهرها و طبیعت زخم‌خوردهٔ جنوب از هجوم خشونت‌آمیز صنعت نفت می‌پردازند. خوشنویس در این فصل از خلال داستان‌‌های محمود، تقوایی، و صفدری به‌خوبی نشان می‌دهد که نویسندگان این دوره به تجربهٔ زیسته مردمان شهرهای نفتی می پردازند، تجربه‌ای که لبریز از آفتاب سوزان، بوی تند نفت، کار طاقت‌فرسا، و فقر است.تابستان همان سال، مجموعه داستان‌های کوتاه تقوایی، به‌ نظر خوشنویس، اولین اثر ادبیات فارسی درباره تنش‌های جاری میان کارگران محلی و کارفرمایان در مناطق صنعتی جنوب است. او در آثار خود مصائب کار در صنعت نفت، زندگی در شهرهای حصارکشی شده و خمودهٔ نفتی و همچنین، تلاش‌های کارگران برای مقابله با بهره‌کشی در فضای کار، فقدان امنیت شغلی، و فضای نامناسب زندگی‌شان را به تصویر می‌کشد. تلاش‌هایی نافرجام که مرگ، تبعید، و زندانی شدن کارگران را به همراه دارد و نشانی از بی‌قدرتی و استیصال آنان در برابر «هیولای نفتی» است.

برای مثال، در توصیف سرخوردگی و شکست تلاش‌های کارگران در داستان «تابستان همان سال» می‌خوانیم که عاشور، کارگر معترض، وقتی پس از سرکوب اعتراضات و گذراندن زندان به محل کارش بازمی‌گردد، می‌گوید: «شنیده بودیم کارها روبه‌راه شده. وقتی برگشتیم دیدیم کارها رو‌به‌راه نبود. صبح‌های گرم شرجی می‌آمدیم می‌نشستیم، بی هیچ حرفی، مثل غریبه‌ها. حس می‌کردیم خیلی چیزها عوض شده و می‌دیدیم هیچ چیز عوض نشده بود»، یا «گوشهٔ خلوتی می‌نشستیم، چهارتا میز دیگر هم بود، هرکدام سه‌چهار مرد پشتش، بیشترشان کارگرهای بارانداز، ساکت و خیره به لیوان‌هایشان، می‌‌گفتی پلک زدن یادشان رفته است» (خوشنویس، ۵۸). عاشور، «آدمی که از دام تمام وقایع مرگبار همچون مبارزه و شورش گریخته، خیلی ساده در محیط کارش تن به مرگ می‌دهد. سایر کارگران خون عاشور را از صفحه‌های آهن پاک می‌کنند و سراغ کارشان می‌روند، گویی در بارانداز آب از آب تکان نخورده است: برای صنعت نفت زندگی امثال عاشور بی‌ارزش است و خیلی ساده کارگر دیگری جایش را پر می‌کند». (همان، ۱۱۶)

خوشنویس می‌نویسد: «در مقایسه با تقوایی که تمرکزش بر تنش میان کارگران در شهرک‌های نفتی و متصدیان خارجی بود، محمود خواننده را به فضاهای شخصی‌تر و خصوصی کارگران می‌برد». در داستان‌های محمود، کارگران و مردم محلی نه در قالب قهرمانانی استثنایی که در قامت انسان‌هایی کم‌اطلاع، سردرگم، و در مواردیجوان ظاهر می‌شوند. به اعتقاد نویسنده، همین «بازنمایی محمود از ناتوانی افراد محلی در درک و دریافت دقیق جریان صنعتی‌سازی استعماری که بر آنها چیره شده بود» اهمیت و جایگاه ویژه‌ای به داستان‌های او می‌بخشد (همان:۱۱۹). او توضیح می‌دهد که هدف محمود از نوشتن این داستان‌های ساده که جزئیات زندگی روزمرهٔ آغشته به نفت را روایت می‌کنند، کمک به مردم برای درک تحولات ناگهانی و عظیمی است که آن را تجربه می‌کنند تا در برابر آنچه زندگی‌شان را سخت کرده است بایستند. بر همین اساس، خوشنویس کتاب همسایه‌ها را اولین رمان واقع‌گرای نفتی در ادبیات مدرن ایران به شمار می‌آورد. خوشنویس برای معرفی این ژانر به کتاب برنت رایان بلامی، فرهنگ سوخت‌رسانی: ۱۰۱ واژه در زمینه انرژی و محیط زیست، اشاره می‌کند. بلامی در این اثر، «واقع‌گرایی نفتی» را گونه‌ای از روایت‌های ادبی و غیرادبی می‌داند که با جزئیات فراوان و تصویری همه‌جانبه، حضور نفت را در زندگی روزمره بازنمایی می‌کند.

کتاب دیگری که در این فصل بررسی می‌شود سیاسنبوی صفدری است که در آن چهرهٔ نیمه‌استعماری صنعت نفت با خشونتی عریان‌تر بازنمایی می‌شود. صفدری این خشونت را نه در فقر و کار ناایمن و طاقت‌فرسا، بلکه در تجاوز و قتل به تصویر می‌کشد؛ جایی‌که بی‌حرمتی خارجیان به همسر السنو و قتل دلخراش او، استعاره‌ای از سلطه و تحقیر استعمار نفتی است. او از خلال این صحنه‌ها، شکاف عمیق قدرت میان مردم محلی و خارجی‌ها را آشکار می‌کند. در روایت مرگ قهرمان اصلی در داستان‌‌های سیاسنبو و اکوسیا، فراوردهٔ نفتی مستقیماً به ابزار قتل تبدیل می‌شوند. (همان، ۱۵۵-۱۴۸)

مفهوم مشترک در میان روایت‌های این دوره، به تعبیر کتاب خوشنویس، تبدیل شدن مردم محلی و کارگران رنج‌کشیده به کنشگران سیاسی است؛ مبارزانی که از دل طرد و سرکوب زبان اعتراض را می‌آموزند، اما سرنوشت اغلبشان، همچون خالد، شهرو، عاشور، و سیاسنبو به زندان و یا مرگ ختم می‌شود. تقدیری تکرارشونده که از نظر خوشنویس بازنماییِ سرانجام زندگی در بستر مدرنیتهٔ نفتی است.

فصل چهارم به بررسی کارگاه فیلم ابراهیم گلستان در جنوب اختصاص دارد. این فصل به تحلیل شیوهٔ تصویربرداری و روایت‌گری گلستان در فیلم اسرار گنج درّه جنّی (۱۳۵۳) و دو مستندِ یک آتش (۱۳۴۰) و موج، مرجان و خارا (۱۳۴۱) از او در مجموعهٔ چشم‌انداز (۱۳۴۰-۱۳۳۷) می‌پردازد که به سفارش کنسرسیوم ساخته شدند. خوشنویس در بررسی دو مستند گلستان نشان‌ می‌دهد که نگاه انتقادی و دقیق او از چارچوب مستندسازی صنعتی فراتر می‌رود و، به واسطهٔ تصاویر و گفتار متن، شرایط پرخطر کار و زندگی را در این منطقه روایت می‌کند. گلستان در فیلم یک آتش با قرار دادن تصویر آتش‌سوزی گسترده و زراعت بومیان در یک قاب، تقابل صنعت نفت با زندگی چادرنشینان را به تصویر می‌کشد (همان، ۱۷۱). در بخش دیگری از فیلم نیز، پس از نمایش صحنهٔ انفجار دینامیت، با نماهای نزدیک از چهره‌های سیاه و فرسودهٔ کارگران، از خطرات و فرسایندگی کار روایت می‌کند.(همان، ۱۶۹)

فیلم اسرار گنج درّه جنّی در دههٔ پنجاه، در زمان اوج رشد اقتصادی صنعت نفت، ساخته شده است. خوشنویس بر این باور است که گلستان در این فیلم با زبانی تمثیلی، چهرهٔ جامعه‌ای را به ‌تصویر می‌کشد که ثروت نفتی را نه فرصتی برای آبادانی بلکه در قالب نیرویی فریبنده و ویرانگر تجربه می‌کند: «هدف گلستان این است که نشان دهد نفت چگونه به فرهنگ مدرن ایرانی شکل داد. او می‌خواهد ناپایداری و شکنندگی چنین فرهنگی را برجسته سازد» (همان، ۱۸۰). به تعبیر او، این اثر روایتی است از تجربهٔ مدرن‌سازی دستوری در ایران؛ وضعیتی ناگهانی و در ظاهر نویدبخش برای آبادانی، اما در عمل سرابی از رفاه بر بستر نمایش، وابستگی، و فقدان زیرساخت‌های لازم.

پس از مرور و تحلیل آثاری از این دو دوره‌، نویسنده در سه فصل پایانی به بررسی سه اثر داستانی می‌پردازد که هرچند به تجربه‌های نفتی دهه‌های ۳۰ تا۵۰ می‌پردازند، در ‌سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ منتشر شده‌اند؛ اهل غرق (۱۳۶۸) نوشتهٔ منیرو روانی‌پور، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم (۱۳۸۰) از زویا پیرزاد، و سراب مردگان (۱۳۹۰) اثر فرهاد کشوری. این آثار از بازنمایی تأثیرات کلان سیاسی-اجتماعی‌ صنعت نفت همچون فقر کارگران ، تغییر جوامع محلی، استعمار، و مقاومت فاصله می‌گیرند و به عرصه‌های حسی، روانی، و معنایی زندگی روزمره می‌پردازند. خوشنویس نشان می‌دهد که این روایت‌ها با تأکید بر حافظه، جنسیت، و احساس جلوه‌های تازه‌ای را از تجربهٔ نفتی بازنمایی می‌کنند؛ جهانی که در آن نفت دیگر فقط بوی فقر و کار ندارد، بلکه ماده‌ای جادویی است که عاطفه، خیال، و بدن را نیز متأثر می‌کند.

کتاب با خوانشی بدیع از اهل غرق، این رمان را در قالب متنی رئالیستی-جادویی-نفتی تحلیل می‌کند. او می‌نویسد در جهان داستانی روانی‌پور، نیروی جادویی‌ای که نظم زندگی مردم را بر هم می‌زند نه از جن‌ها و پریان که جزئی از واقعیت زندگی روزمره مردم محلی بودند، بلکه از «سرشت جادویی صنعت نفت» برمی‌خیزد (همان، ۲۰۴-۲۰۲). در روایت اهل غرق، ورود بیگانگان قدبلند و موبور به روستای کوچک و دورافتاده‌ای در جنوب آغاز نوعی جادو است؛ جادویی نه از جنس طلسم و افسون، بلکه از جنس سرمایه، ماشین، و ماده‌ای ناشناخته که از دل زمین می‌جوشد و با حضور خودِ طبیعت، موجودات انسانی و غیرانسانی آن محیط و جهان معنایی پیشین را دگرگون می‌کند. داستان روانی‌پور برخورد اسطوره و صنعت را به تصویر می‌کشد و تجربهٔ مدرنیته‌ای را ترسیم می‌کند که در هیئت جادویی سیاه به زندگی مردم نفوذ می‌کند؛ جادویی که وعدهٔ نجات می‌دهد اما در نهایت خاک، دریا، انسان، و موجودات ماورایی روستا را به تسخیر خود درمی‌آورد.

در آثاری که در فصول اولیه کتاب بررسی شده‌اند زنان تنها در حاشیه ‌و عموماً به‌عنوان کارگر جنسی و یا پرستار حضور دارند. در فصل پنجم اما، خوشنویس به سراغ رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، نوشتهٔ زویا پیرزاد، می‌رود که از معدود نوشته‌هایی است که تجربهٔ یک زن را از زندگی در شهرک‌های صنعتی و مردانهٔ نفتی بازنمایی می‌کند. در این فصل، نویسنده از خلال تحلیل داستان پیرزاد به جنبه‌های جنسیتی فرهنگ نفتی می‌پردازد و نشان می‌دهد که این صنعت چگونه «حتی زنانی را که به‌ظاهر از آن سود می‌برند نیز به حاشیه می‌راند و آنان را وا می‌دارد تا کارگر بی‌مزد خانگی، وابسته، منزوی، و افسرده باشند». (همان، ۲۴۹)

خوشنویس با معرفی مفهوم خانم شرکت نفتی خوانندگان را با ناپیداترین مشارکت‌کنندگان تجربه نفتی در ایران آشنا می‌کند: زنان ساکن شهرک‌های شرکت نفت. این مفهوم از مقاله «داستان نفتی با جهت‌گیری جنسیتی: انرژی، امپریالیسم و بازتولید اجتماعی» به قلم دکارد گرفته شده که «به کار زنان در پایگاه‌های استخراج نفت و تشریح رابطهٔ میان خانه‌دار بودن زن و انرژی سوخت فسیلی می‌پردازد». (همان، ۲۲۵)

فصل پایانی کتاب در کنار تحلیل رمان سرود مردگان (۱۳۹۰) به تحلیل چند تصویر آرشیوی از موزهٔ صنعت نفت و وب‌سایت بریتیش پترولیوم از افراد، فضاها، و وضعیت محلی می‌پردازد که در سال‌های نخستین شکل‌گیری صنعت نفت گرفته شده‌اند. خوشنویس در این فصل با تکیه بر مفهوم «تجربهٔ ناموفق»، شیوهٔ روایت قطعه‌قطعه و غیرخطی در رمان فرهاد کشوری و جایگاه فرودست مردم محلی را در برابر نیرو‌های خارجی‌ در تصاویر آرشیوی تحلیل می‌کند و توضیح می دهد که چرا بختیاری‌ها با وجود حضور اولیه و نقش پررنگ در مراکز استخراج نفت در ایران، چنین دیر و با «تأخیر» روایت خود را از تجربه نفت بازگو کرده اند. او این سکوت و تأخیر را ناشی از ماهیت آسیب‌زا و گسست‌بار استیلای ناگهانی و خشونت‌آمیز صنعت نفت بر زندگی و محیط مردم بختیاری می‌بیند.

در مجموع، این کتاب ابعاد مختلف بازنمایی تجربهٔ زندگی در مناطق نفتی را از دل ادبیات مربوط به آن بیرون می‌کشد، آنها را با بستر تاریخی دوره خود پیوند می‌زند، و با بهره‌گیری از مفاهیم و نظریه‌های رایج از منظری میان‌رشته‌ای تحلیل می‌کند. با وجود این، نویسنده به یکی از پرسش‌های بنیادین خود پاسخ نمی‌دهد: اینکه «چگونه مدرنیتهٔ نفتی به سربرآوردن و شکوفایی داستان مدرن در ایران یاری رساند؟» (همان، ۴۶). به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش نیازمند درگیری عمیق‌تری با مطالعات قبلی درباره تاریخ ادبیات مدرن در ایران، فراتر از مرور اولیه‌ای است که در بخش مقدمه کتاب مطرح می‌شود.

همچنین، برخی مدعیات تحلیلی کتاب، هرچند خلاقانه، از پشتوانهٔ تاریخی و جامعه‌شناختی کافی برخوردار نیستند. برای مثال، توصیف تجربهٔ نفتی مردمان جنوب به‌عنوان «تجربه‌ای تروماتیک» که نویسنده به کمک آن سکوت بختیاری‌ها را در بازگوییِ مواجهه با صنعت نفت توضیح می‌دهد، با تحلیلی قانع‌کننده همراه نیست. این تحلیل بر تعبیر نمادین و استعاری تصاویر و رمان فرهاد کشوری استوار است، نه شواهد تاریخی و جامعه‌شناختی. در واقع، در این نگاه عوامل مهم و اثرگذار، که در کتاب به برخی از آنها اشاره‌ای گذرا ‌شده، تاحدی نادیده گرفته می‌شوند. از جملهٔ این عوامل می‌توان به سردرگمی و غافلگیری مردم عادی در مواجهه با تحولات ناگهانی، ویژگی نیمه‌استعماری صنعت نفت، انزوای نسبی جغرافیایی جنوب غربی ایران، سرکوب سیاسی، محدودیت سنت روایت و نوشتار در میان طبقات کارگر در جنوب، و تجربهٔ جنگ و مهاجرت گسترده اشاره کرد.

با همه اینها، نفت خام و سراب آبادانی در جایگاه خود اثری درخشان و شایان توجه است؛ تلاشی موفق برای بازتعریف نسبت میان ادبیات، انرژی، و مدرنیته در ایران. کتاب خوشنویس با نگاهی میان‌رشته‌ای، مرزهای برسی تاریخی ادبیات و مطالعات فرهنگی را درمی‌نوردد و گفت‌وگویی تازه بین نفت، ادبیات، و فرهنگ در ایران می‌گشاید.

[print_link]

نظرات بسته شده است.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Privacy & Cookies Policy