گزارش خاورمیانه ۱۶۶ / مرکز مطالعات خاورمیانه کراون – دانشگاه براندایس/ نوامبر ۲۰۲۵
در دو دهه گذشته، کشورهای سراسر خاورمیانه و شمال افریقا، حتی با وجود تداوم چندین مناقشه حلنشده، تمرکز راهبردی خود را از رقابتهای ژئوپلیتیکی پرهزینه به سمت توسعه اقتصادی و همکاری منطقهای تغییر دادهاند. رویدادهایی مثل تنشزدایی میان عربستان و ایران با میانجیگری چین و واکنش محتاطانهٔ کشورهای عرب به جنگ غزه این تناقض را برجسته میکنند: ژئوپلیتیک همچنان پابرجا است، اما ضرورتهای اقتصادی بیشازپیش در شکلدهی به رفتار دولتها تعیینکننده شدهاند. این گذار بازتابدهنده هم فشارهای منطقهای است، از جمله خستگی از مناقشههای طولانیمدت و همچنین ضرورت فوری اصلاحات اقتصادی، هم فرصتهای جدید خارجی، از جمله ظهور چین بهعنوان یک شریک تجاری و سرمایهگذار. این گزارش کوتاه بررسی میکند که این تغییر جهت چطور و چرا رخ داده و چین چه نقشی در پیشبرد آن داشته است.
گرچه پکن همچنان به سیاست دیرینه خود مبنی بر بیطرفی و عدم مداخله پایبند است، افزایش منافع اقتصادی این کشور در منطقه از زمان آغاز ابتکار کمربند و جاده (BRI) در ۲۰۱۳، چین را بر آن داشته است تا نقش دیپلماتیک فعالتری، هرچند همچنان محدود، در کاهش تنش در مناقشاتی ایفا کند که ممکن است منطقه را بیثبات کنند و تأمین نفت چین را به خطر بیندازند.۱ برای بسیاری از کشورهای خاورمیانه، چین به شریک اقتصادی قابل اعتمادی تبدیل شده که امکان توسعه را بدون شروط سیاسی فراهم میکند، هرچند همچنان درباره تمایل چین به ایفای نقش بهعنوان شریک نظامی و امنیتی تردیدهایی وجود دارد.
این گزارش کوتاه استدلال میکند که ظهور چین بهعنوان یک شریک اقتصادی کلیدی گذار ژئواکونومیک منطقه را سرعت بخشیده است. چین با ایجاد فرصتهای گسترده برای تجارت، خرید انرژی، و اجرای پروژههای زیربنایی در مقیاس بزرگ، بدون تحمیل ائتلافهای امنیتی یا قیود سیاسی، فرصت نوعی بازتنظیم راهبردی را در منطقه تقویت کرده است؛ بازتنظیمی که توسعه اقتصادی را بر رقابت و تقابل ترجیح میدهد. این تغییر موجب نشده ژئوپلیتیک کنار زده شود، بلکه توازن آن را تغییر داده است، بهطوریکه کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا در شرایط کاهش حضور و تعهدات امریکا به ژئواکونومی بهعنوان چارچوب اصلی برای تأمین امنیت و افزایش نفوذ روی آوردهاند. این گزارش کوتاه بررسی میکند که این تغییر دوگانه، هم در سطح منطقه هم در مورد چین، چگونه شکل گرفته است و این چرخش نوظهور بهسوی ژئواکونومی چه چیزی را درباره آینده خاورمیانه آشکار میکند.
ردپای اقتصادی چین و سیاست این کشور در قبال خاورمیانه
ظهور چین هم روابط اقتصادی خارجی کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا را متنوعتر کرده هم سلسلهمراتب شرکای اقتصادی منطقه را بازسازی کرده است. در حالی که اروپا و ایالات متحده در سراسر قرن بیستم بر تجارت و سرمایهگذاری مسلط بودند، چین تا آغاز قرن بیستویکم بخش قابلتوجهی از سهم بازار آنها را در سراسر منطقه به خود اختصاص داده بود. این گسترش سریع بیش از همه در تجارت انرژی قابل مشاهده است؛ تجارتی که بخش قابلتوجهی از کل واردات کالایی چین را از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا تشکیل میدهد. به این ترتیب است که کشورهای صادرکننده نفت بزرگترین شرکای چین برای واردات این کشور بهشمار میروند (شکل آ).

شکل آ

شکل ب
گرچه واردات نفت خام کشورهای اروپایی به دلیل ملاحظات زیستمحیطی کاهش یافته و تقاضای امریکا نیز به میزان قابلتوجهی افت کرده است، واردات نفت خام چین از ۰٫۶۸ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۰ به ۵٫۰۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰۲۰ افزایش یافت.۲ تا ۲۰۲۳، چین بزرگترین بازار صادراتی برای شش کشور صادرکننده نفت در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا و دومین بازار بزرگ صادراتی برای امارات و اسرائیل بود (ن.ک. جدول ۱). در نتیجه، بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا اکنون چین را مهمترین مشتری نفتی خود میدانند.
با نگاهی به واردات کالاهای منطقه خاورمیانه و شمال افریقا نیز تصویر مشابهی به دست میآید (شکل ب). در بیستوپنج سال گذشته، چین دامنه محصولات صنعتی و تولیدی صادراتی خود را گسترش داده و از محصولات عمدتاً با فناوری پایین یا متوسط، از جمله لوازم الکترونیکی مصرفیِ سبُک، به صادرات محصولات پیشرفتهتر، مثل تجهیزات مخابراتی سیار 5G، خودرو، و ماشینآلات تولیدی روی آورده است.۳ این روند به چین امکان داده سهم قابلتوجهی از بازار واردات منطقه خاورمیانه و شمال افریقا را، هم در بخش کالاهای مصرفی هم در بخش کالاهای سرمایهای، به خود اختصاص دهد.
طبق شکل ب، صادرات کالاهای چین به بیشتر کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ افزایش شایانتوجهی داشت. تنها استثنا ایران و سوریه بودند که هر دو از تحریمهای شدید اقتصادی (و در مورد سوریه، جنگ داخلی طولانیمدت) بهشدت آسیب دیدند. در دههای که از آغاز ابتکار کمربند و جاده چین در ۲۰۱۳ میگذرد، صادرات چین به کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا بهطور میانگین سالانه ۵ درصد رشد کرده است. در مقابل، سهم آن از صادرات دوازده کشور منطقه خاورمیانه و شمال افریقا نیز تا سال ۲۰۲۳ رتبه اول یا دوم را داشت (جدول ۱).

جدول ۱

جدول ۲
دومین بُعد مهم روابط اقتصادی چین با کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا در حوزه سرمایهگذاری و فعالیتهای مربوط به خدمات ساختمانی است، حوزههایی که چین اکنون در آنها از ایالات متحده و اروپا پیشی گرفته است. طبق جدول ۲، این فعالیتها به آ) سرمایهگذاری مستقیم خارجی و ب) قراردادهای مربوط به خدمات ساختمانی اعطا شده به شرکتهای چینی تقسیم میشوند. تفاوت این دو دسته در این است که سرمایهگذاری مستلزم مالکیت جزئی یا کامل است اما قراردادهای خدماتی منجر به انتقال مالکیت به شرکتهای چینی نمیشوند.
نکته قابلتوجه غلبه قراردادهای ساختوساز بر سرمایهگذاریها است. برای مثال، بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴، چین فقط با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بیش از ۱۳۵ میلیارد دلار قرارداد خدماتی داشت، در حالی که میزان سرمایهگذاریها کمتر از ۳۰ میلیارد دلار بود. این الگو با دادههای مشابه درباره حضور اقتصادی چین در جهان، از جمله در ایالات متحده، تفاوت دارد؛ در آنجا سرمایهگذاریها غالب هستند، نه قراردادهای خدماتی ساختوساز.
دو عامل به توضیح غلبه قراردادهای خدماتی در تعامل چین با کشورهای خاورمیانه کمک میکنند. نخست، منطقه خاورمیانه و شمال افریقا در معرض بیثباتی سیاسی و درگیریهای بیشتری است که بر انگیزههای سرمایهگذاری اثر منفی میگذارند. در چنین محیطهای پرخطری، شرکتهای خارجی ترجیح میدهند بهجای سرمایهگذاریهای بلندمدت، قراردادهای خدماتی منعقد کنند. دوم، بسیاری از کشورهای خاورمیانه محدودیتهایی شدیدی بر سرمایهگذاری خارجی اعمال میکنند، بهویژه در بخشهای راهبردی مانند نفت و معدن.
در مجموع، این نگاه اجمالی به روابط اقتصادی چین و خاورمیانه و شمال افریقا، بهویژه غلبه قراردادهای خدماتی بر سرمایهگذاریها، نکتهای فراتر از گسترش حضور اقتصادی چین را در منطقه نشان میدهد. این امر گویای آن است که کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، حتی کشورهایی مثل اسرائیل و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس که برای امنیت خود به ایالات متحده متکیاند، انعطافپذیری ژئواکونومیک را در اولویت قرار دادهاند و چین را شریک اقتصادی قابلاعتمادی میدانند که در ازای همکاری خواسته چندانی ندارد؛ برخلاف شرایطی که در سرمایهگذاریها و ائتلافهای غربی وجود دارند. این جایگاه حتی با وجود تلاش ایالات متحده برای محدود کردن ردپای اقتصادی و فناوری چین در میان متحدانش حفظ شده است. گرچه برخی کشورها در واکنش به هشدارهای امریکا بهطور گزینشی برخی پروژههای چینی را محدود یا لغو کردهاند، بهنظر میرسد تأثیر این هشدارها بر حجم روابط اقتصادی آنها با چین اندک یا حتی صفر بوده است: برای کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا، حتی متحدان نزدیک امریکا، فرصتهایی که ظهور چین بهعنوان ابرقدرتی اقتصادی ایجاد کرده، بیش از آن جذاب بودهاند که بتوان آنها را نادیده گرفت.۴ بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا راهبردهای توسعه اقتصادی و سیاست خارجی خود را با هدف بهرهبرداری از تعامل با چین، در عین حفظ توازن در روابط با ایالات متحده، تنظیم کردهاند.۵ این سازگاری و تأثیر آن بر اولویتهای منطقهای در بخش بعدی بررسی خواهد شد.
گذار خاورمیانه و شمال افریقا به ژئواکونومی
ظهور چین بهعنوان یک شریک اقتصادی مهم نهفقط بر مسیر و سرعت توسعه اقتصادی در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا تأثیر عمیقی گذاشته، که به تغییر گستردهتر در اولویتهای راهبردی و دیپلماتیک منطقه نیز کمک کرده است. در پنج سال گذشته، دولتها بیشازپیش رشد اقتصادی و گسترش پیوندهای اقتصادی را پایه امنیت ملی دانستهاند؛ روندی که از آن با عنوان «گذار از ژئوپلیتیک به ژئواکونومی» یاد شده است.۶
خاورمیانه دههها درگیر رقابتها و مناقشات میان قدرتهای بزرگ بوده است؛ از مناقشه اعراب و اسرائیل و جنگهای نیابتی میان عربستان و ایران گرفته تا تنشهای میان ترکیه و مصر، عربستان، و امارات پس از خیزشهای بهار عربی. در این مناقشات و رقابتها میلیاردها دلار بودجه مصرف شده است؛ منابعی که میتوانستند در سراسر خاورمیانه صرف توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی شوند.۷ همچنین، آنها مانع شدهاند کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا روابط اقتصادی قوی با یکدیگر برقرار کنند و از همکاریهای منطقهای بهرهمند شوند. این امر را میتوان در سطح پایین تجارت درونمنطقهای در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا، در مقایسه با شرق آسیا یا اتحادیه اروپا، مشاهده کرد. خاورمیانه همچنین در ایجاد زیرساختهای حملونقل منطقهای که امکان اتصال زمینی فرامرزی را فراهم میکنند، مانند بزرگراههای ترانزیتی و راهآهن، عقب مانده است.۸
ظهور چین بهعنوان یک شریک اقتصادی مهم نهفقط بر مسیر و سرعت توسعه اقتصادی در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا تأثیر عمیقی گذاشته، که به تغییر گستردهتر در اولویتهای راهبردی و دیپلماتیک منطقه نیز کمک کرده است.
البته، در سالهای اخیر شاهد تغییر اولویتهای شماری از کشورهای بزرگ خاورمیانه و شمال افریقا بهسوی کاهش تنشهای منطقهای و بهبود روابط دیپلماتیک و اقتصادی بودهایم. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، در ۲۰۱۹ روند آشتی با عربستان، مصر، و امارات را آغاز کرد که منجر به بهبود روابط بین این کشورها شده است. حتی مهمتر از آن، ایران و عربستان در ۲۰۲۳ با میانجیگری عراق و چین روابط دیپلماتیک خود را ازسرگرفتند که به کاهش تنش در جنگ داخلی یمن و گرمتر شدن روابط بین عراق و عربستان کمک کرده است. تنشهای میان عربستان و امارات با قطر که در ۲۰۱۷ بهشدت افزایش یافت، با پایان تحریمهای اقتصادی آنها علیه قطر در ۲۰۲۱ و ازسرگیری مشارکت قطر در هماهنگی سیاستهای شورای همکاری خلیج فارس به میزان قابلتوجهی کاهش یافته است.۹
جدیدترین آزمون این راهبرد منطقهایِ جدید با جنگ غزه مقارن بود که در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد. با وجود خشم گسترده عمومی از اقدامات اسرائیل و حمایت نظامی بدون قید و شرط امریکا از اسرائیل، مصر و عربستان واکنشهای خود را به محکومیت لفظی و ابتکارهای دیپلماتیک محدودی برای افزایش فشار بینالمللی بر اسرائیل محدود کردند.۱۰ تنها اقدام اضافی عربستان تعلیق روند عادیسازی روابط با اسرائیل در چارچوب توافقهای ابراهیم بود. نه این کشور و نه سایر کشورهای عربی روابط خود را با ایالات متحده کاهش ندادند. این واکنش محتاطانه نشاندهنده نگرانی نخبگان حاکم از آن است که تنشهای دیپلماتیک یا تجدید درگیریها برنامههای توسعه اقتصادی گسترده آنها را مختل کند؛ از پروژههای بزرگ زیرساختی مصر گرفته که رئیس جمهور عبدالفتاح السیسی در ۲۰۱۴ آغاز کرد ۱۱ تا ابرپروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان، رهبر عربستان، ۱۲ که ارزش آنها به صدها میلیارد دلار میرسد.
همراه با این اقدامات در جهت کاهش تنشهای منطقهای، کشورهای خاورمیانه برای پیشبرد برنامههای اقتصادی بلندمدتشان درصدد متنوعسازی روابط خود با قدرتهای بزرگ خارجی نیز برآمدهاند. عربستان، مصر، مراکش، امارات، و حتی اسرائیل روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود را با چین (و تا حد کمتری با روسیه) گسترش دادهاند و در عین حال، روابط استراتژیک خود را با ایالات متحده حفظ کردهاند. برای مثال، عربستان برای پیشبرد برنامههای چشمانداز ۲۰۳۰ این کشور به توسعه همکاری نزدیک با روسیه برای تثبیت بازارهای نفت و کسب درآمدهای بالای نفتی پرداخته، ضمن آنکه روابط محکمی با چین برای دریافت پشتیبانی در حوزههای فناوری و مهندسی برقرار کرده است که به گسترش شرکای اقتصادی جهانی آن نیز کمک خواهد کرد.
در مجموع، این تحولات نشان میدهند که چطور کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا در جهت دستیابی به اهداف ژئواکونومیک خود در حال بازتنظیم ائتلافهای ژئوپلیتیکیشان هستند. گرچه ژئوپلیتیک بههیچوجه از بین نرفته است (مناقشات در غزه، سوریه، یمن، و ایران تداوم آن را تأیید میکنند)، بهطور فزایندهای تابع ضروریات اقتصادی شده است.
نقش چین در گذار منطقه
گذار منطقه بهسوی ژئواکونومی تحتتاثیر عوامل مختلفی شکل گرفته است، اما چین نقشی محوری در تسهیل و تسریع این روند داشته است. حتی بدون تعامل با چین، احتمالاً برخی کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا در مواجهه با ناکامیهای ژئوپلیتیکی و شکست ابتکارهای منطقهای در همین مسیر حرکت میکردند. برای مثال، محمد بن سلمان که در ۲۰۱۶ زمام امور عربستان را بهطور غیررسمی در دست گرفت، با طرحی بلندپروازانه برای مقابله با ایران چندین جنگ نیابتی را در یمن و لبنان و عراق تشدید کرد. اما پس از صرف مبالغ هنگفت برای این اقدامات بدون دستیابی به موفقیتی چندان، سیاست عربستان را به سمت کاهش خصومتها و حرکت به سوی تنشزدایی تغییر داد. به همین ترتیب، ترکیه پس از بهار عربی سیاستی مداخلهگرایانه در قبال جهان عرب در پیش گرفت که به تنشهای شدیدی با مصر، عربستان، و امارات انجامید. اردوغان در مواجهه با انزوای دیپلماتیک، مشکلات اقتصادی، و از دست دادن سرمایهگذاریهای کشورهای عربی، در ۲۰۱۹ این سیاست را کنار گذاشت و به جای آن بهسوی تنشزدایی رفت. اما این موضع متمایز چین در قبال خاورمیانه از سال ۲۰۰۰ بود که به دولتها هم ابزار لازم هم اطمینان لازم را برای دنبال کردن سیاستهای تنشزدایی و توسعه داد.
تأثیر چین بر گذار کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا بهسوی ژئواکونومی در سالهای اخیر از چهار مجرای متمایز اعمال شده است.
خدمات فنی، مهندسی، و ساختمانی: چشمانداز توسعه برای دولتهای خاورمیانه شامل پروژههای ساختوساز گسترده در زمینه شبکههای حملونقل، طراحیهای نوین شهری، فناوریهای پیشرفته، و تولیدات صنعتی میشود. پیشرفتهای چین در این زمینهها باعث شده این کشور اکنون بتواند کالاهای سرمایهای و خدمات ساختوساز را با هزینهای مقرونبهصرفهتر از سایر کشورهای صنعتی صادر کند. دسترسی به این کالاها و خدمات اجرای این پروژههای بلندپروازانه را امکانپذیرتر کرده و تمرکز دولتهای خاورمیانه و شمال افریقا را بر توسعه اقتصادی و زیرساختی تقویت کرده است.
بهعلاوه، خدمات ساختوساز و مهندسی چین نقش مهمی در تسهیل ارتباطات ترانزیتی و حملونقل در سراسر منطقه داشتهاند.۱۳ پروژههایی مثل فرودگاه بینالمللی بزرگی در ناصریه و طرح «جاده توسعه» که بندر بصره را در خلیج فارس از طریق یک کریدور بزرگراهی و ریلی به ترکیه متصل میکند۱۴ زمینه را برای ارتباطات منطقهای هموار میکنند و انگیزههایی برای همکاری و نزدیکی بین کشورهای خاورمیانه ایجاد میکنند.
پرهیز چین از شراکتهای نظامی: در دوران جنگ سرد، اتحاد جماهیر شوروی مشتاق بود با حکومتهای علاقهمند در خاورمیانه و شمال افریقا در برابر ایالات متحده ائتلافهای نظامی و امنیتی ایجاد کند. چین تمایلی به دنبال کردن همین مسیر نداشته و در عوض بر توسعه اقتصادی تمرکز کرده است. کشورهایی مثل ایران، عربستان، ترکیه، و سوریه به دنبال فرصتهایی برای ایجاد ائتلافهای نظامی بودهاند، اما از رویکرد محتاطانه چین در فروش سامانههای تسلیحاتی و همکاریهای امنیتیِ موردی ناامید شدهاند.۱۵ عدم تمایل چین به حمایت از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا بهعنوان حامی ژئوپلیتیکی و نظامی ارزش رقابتهای ژئوپلیتیکی را برای این کشورها کاهش داده و آنها را بیشازپیش به تمرکز بر ژئواکونومی و توسعه اقتصادی ترغیب کرده است.
دیپلماسی میانجیگرانه چین: اتکای چین به کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا برای تأمین بخش بزرگی از کل واردات نفت خود (۴۶ درصد بر اساس دادههای سال ۲۰۲۳)۱۶ باعث شده این کشور سیاستی فعالانه در زمینه دیپلماسی و میانجیگری برای کاهش تنشها و فروکش کردن درگیریها در پیش بگیرد. برای مثال، میانجیگری چین به تسهیل تنشزدایی میان ایران و عربستان کمک کرد.۱۷ چین همچنین در ژوئیه ۲۰۲۴ تلاش کرد میان گروههای فلسطینی میانجیگری کند تا زمینه را برای نزدیک شدن مواضع فلسطینیها به یکدیگر، بهعنوان راهی برای دستیابی به آتشبس و در نهایت راهحل دوکشوری، فراهم کند. و در جریان جنگ دوازدهروزه ایران و اسرائیل در ۲۰۲۵، چین با همکاری عمان و مصر سیاست فعالانهای در زمینه میانجیگری در پیش گرفت.
چین از طریق این تلاشهای عملگرایانه برای کاهش خطر درگیری و بیثباتی، به ایجاد محیطی مساعدتر برای همکاری و ارتباطات منطقهای کمک کرده است. حتی در مورد جنگ ایران و اسرائیل، نزدیکی روابط ایران و عربستان به منصرف کردن ایران از حمله تلافیجویانه به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس یا بستن تنگه هرمز کمک کرد.۱۸ میانجیگری چین به طور غیرمستقیم در دستیابی به این نتیجه مثبت نقش داشته است.
نهادهای چندقطبی (BRI، بریکس، سازمان همکاری شانگهای، بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا): علاوه بر ابتکار کمربند و جاده، چین عمدتاً با همکاری روسیه چندین نهاد بینالمللی دیگر نیز ایجاد کرده است تا همکاریهای اقتصادی و امنیتی را تقویت کند. در سالهای اخیر، چین از پیوستن کشورهای خاورمیانه به سازمانهایی مانند بریکس (گروه اقتصادهای نوظهور بزرگی که برزیل، روسیه، هند، چین، و افریقای جنوبی بنیانگذاری کردند)، سازمان همکاری شانگهای (SCO)، و بانک سرمایهگذاری زیرساخت آسیا (AIIB) استقبال کرده است. همه این سازمانها، بهجز سازمان همکاری شانگهای که چین و روسیه آن را بهطور مشترک برای همکاریهای امنیتی و مبارزه با تروریسم در آسیای مرکزی برپا کردند، با هدف تسهیل توسعه اقتصادی و تجارت جهانی شکل گرفتهاند. و عضویت در این نهادهای تحت حمایت چین انگیزههای بیشتری برای کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا ایجاد کرده است تا بر اهداف اقتصادی تمرکز کنند و برای کاهش تنشهای ژئوپلیتیکی خود تلاش کنند. برای مثال، عربستان بسیاری از پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ خود را ذیل همکاری در قالب ابتکار کمربند و جاده با مشارکت یا در همکاری با شرکتهای چینی پیش برده است.۱۹ و مصر نیز در ساخت پایتخت اداری جدید و منطقه اقتصادی کانال سوئز با شرکتهای چینی همکاری کرده است؛ منطقهای که در حال توسعه است تا بهعنوان قطب تولیدی شرکتهای چینی برای صادرات به اروپا و افریقا و همچنین منطقه خاورمیانه و شمال افریقا فعالیت کند.۲۰
در عین حال، ناامیدی از ایالات متحده، چین را به شریک جذابتری برای کشورهای خاورمیانه تبدیل کرده است. مواردی مثل قطع حمایت از حسنی مبارک از سوی امریکا در جریان خیزشهای بهار عربی در ۲۰۱۱۲۱ و ناتوانی امریکا در واکنش به حمله ایران به تأسیسات نفتی عربستان در ۲۰۱۹ انتظارات منطقهای را درباره مزایای اتحاد رسمی با امریکا و بهطور کلی ارزش راهبردهای ژئوپلیتیکی را کاهش داد.۲۲ در مقابل، چین گزینه اقتصادی قابلاتکا و الگویی از راهبرد توسعه اقتدارگرایانه تحت هدایت دولت ارائه کرد که با رویکرد حکومتهای خاورمیانه و شمال افریقا که بهدنبال رشد اقتصادی بدون آزادسازی سیاسی هستند همخوانی داشت.۲۳ کشورهای حوزه خلیج فارس بهویژه دریافتهاند که گرچه قلمرو محدود و ارتشهای کوچکشان ظرفیت آنها را برای ایفای نقشهای مهم ژئوپلیتیکی محدود میکند، میتوانند بهعنوان بازیگران اقتصادی و مالی در اقتصاد جهانی موفقتر عمل کنند.۲۴ بنابراین، به الگوهای چین روی آوردهاند و به عضویت خود در بریکس، سازمان همکاری شانگهای، و سایر سازمانها برای افزایش نفوذ ژئواکونومیک خود در صحنه جهانی چشم دوختهاند.۲۵
واکنش ایالات متحده: از رویارویی تا سازگاری
نفوذ روزافزون چین در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا و تغییر اولویتهای دولتهای این منطقه از ژئوپلیتیک به ژئواکونومیک از دید ایالات متحده پنهان نمانده است. با وجود این، سیاستگذاری ایالات متحده برای تطبیق با این شرایط با مشکل مواجه بوده است.
فشار امریکا بر چین از اوایل دهه ۲۰۱۰ آغاز شد. تا ۲۰۱۷، اولین دولت ترامپ چین را بهعنوان مهمترین رقیب استراتژیک ایالات متحده شناسایی کرد و مهار ظهور چین را اولویت اصلی ژئوپلیتیکی ایالات متحده اعلام کرد.۲۶ در این بستر، ایالات متحده بیشازپیش نگران حضور روبهرشد چین در خاورمیانه شد و تلاش کرد متحدان منطقهای خود را از نزدیک شدن بیشازحد به چین بازدارد. پس از آنکه امریکا در بیشتر سالهای دهه ۲۰۱۰ روابط اقتصادی رو به گسترش اسرائیل و چین را تحمل کرد، در ۲۰۱۹ به اسرائیل درباره نقش شرکتهای چینی در توسعه و نگهداری بندر حیفا هشدار داد و تهدید کرد که بازدیدهای منظم ناوگان ششم امریکا از این بندر را متوقف خواهد کرد.۲۷ سپس، در دسامبر ۲۰۲۰، دیوید شنکر، معاون وزیر امور خارجه ایالات متحده در امور خاور نزدیک، هشدار شدید دیگری درباره سرمایهگذاریهای چین در صنایع پیشرفته اسرائیل به آن کشور داد.۲۸ امریکا هشدارهای مشابهی نیز به امارات داد و در این هشدارها گفته شد که اتکای امارات به شرکت چندملیتی و فناوری چینی هواوی میتواند به توقف فروش تسلیحات پیشرفته، از جمله جنگندههای اف-۳۵، به این کشور منجر شود.۲۹
گرچه این هشدارها برخی از متحدان امریکا را وادار کرد معاملات خود را با چین کاهش دهند یا تغییر دهند، روابط دوجانبه همه این کشورها با چین، از جمله اسرائیل و عربستان و امارات، گسترش یافته و همچنان مستحکم است. با توجه به تداوم این روابط، امریکا نیز شروع به تعدیل سیاست خود در قبال خاورمیانه کرده است، به این معنا که تمرکز اقتصادی چین را به رسمیت شناخته و برای اولویتهای ژئواکونومیک اهمیت بیشتری قائل شده است. این رویکرد جدید در سالهای آخر دولت بایدن آغاز شد.۳۰
در برخی موارد، ایالات متحده توافقنامههای امنیتی/نظامی را با معاملات تجاری غیردفاعی برای شرکتهای امریکایی ترکیب کرده است.۳۱ امریکا برای رقابت با چین همچنین برخی فناوریهای پیشرفته را که در گذشته تمایلی به ارائه آنها به دیگر کشورها نداشت، در اختیار برخی از متحدان خاورمیانهای خود قرار داده است. برای مثال، در دسامبر ۲۰۲۴، دولت بایدن توافق تجاریای را بین مایکروسافت و شرکت اماراتی G42 تصویب کرد که شامل صادرات تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی میشد.۳۲ البته این قرارداد پس از آن تصویب شد که شرکت G42، که پیشتر ارتباطات نزدیکی با شرکتهای چینی داشت، موافقت کرد از تجهیزات پیشرفته چینی استفاده نکند و از خواسته امریکا برای اعمال تدابیری جهت جلوگیری از دسترسی چین به فناوری هوش مصنوعی امریکا پیروی کند.۳۳
ایالات متحده همچنین در واکنش به پروژههای ابتکار کمربند و جاده چین، چندین ابتکار منطقهای راهاندازی کرده است که بلندپروازانهترین آنها کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) است؛ شبکهای پیشنهادی از خطوط ریلی و مسیرهای کشتیرانی که اروپا و آسیا را متصل میکند ۳۴ و از امارات، عربستان، اردن، و اسرائیل عبور خواهد کرد. در این مورد، در سپتامبر ۲۰۲۲ تفاهمنامه اولیهای امضا شد، اما پیشرفت آن تحت تأثیر منفی تنشهای اعراب و اسرائیل، از جمله جنگ غزه، و مناقشه تعرفهای میان هند و امریکا در سال ۲۰۲۵ قرار گرفته است.
با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن سیاست خارجی ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ این رویکرد ژئواکونومیک با ابهام مواجه است.۳۵ احتمالاً ایالات متحده میان رقابت تهاجمی با چین برای دستیابی به فرصتهای تجاری و تلاش گزینشی برای محدود کردن تعامل چین با برخی کشورهای خاورمیانه در نوسان خواهد بود. فرصتهای نوظهور ژئواکونومیک انگیزه بیشتری به ایالات متحده میدهند تا تلاشهای خود را برای کاهش تنشهای موجود و به حداقل رساندن خطر درگیریها افزایش دهد. کشورهای نفتخیز شورای همکاری خلیج فارس با ارائه فرصتهای سرمایهگذاری و وعده سرمایهگذاریهای کلان در ایالات متحده در جریان سفر ترامپ به عربستان و امارات در آوریل ۲۰۲۵ از این رویکرد جدید استقبال کردهاند.۳۶
نتیجهگیری
در سراسر خاورمیانه، دولتهای حاکم در حال فاصله گرفتن از نظامیگری و رقابتهای منطقهای و حرکت بهسوی سرمایهگذاری در زیرساختها، توسعه اقتصادی، و همکاری منطقهای هستند. در چارچوب این رویکرد جدید، چندین کشور خاورمیانه و شمال افریقا همچنین تلاش میکنند میان همکاری امنیتی با امریکا و همکاری اقتصادی با چین توازن برقرار کنند و بهطور محسوسی از جانبداری در رقابت میان این دو ابرقدرت خودداری میکنند.
عوامل متعددی این تغییر را که تقریباً از یک دهه پیش آغاز شده توضیح میدهند، اما یکی از مهمترین آنها تعامل فزاینده کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا با چین است. چین با گسترش روابط اقتصادی با کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا و سرمایهگذاری در آنها و در عین حال، پرهیز از رقابت ژئوپلیتیکیِ تمامعیار با امریکا جذابیت رویکرد ژئواکونومیک را افزایش داده است. بهعلاوه، چین تلاشهای دیپلماتیک و میانجیگرانه خود را برای کاهش تنشهای منطقهای تشدید کرده است. واکنش ایالات متحده به این تحولات نیز بهگونهای تغییر کرده است که گذار کشورهای منطقه را بهسوی ژئواکونومی بیشازپیش تقویت میکند.
این تمرکز فزاینده بر توسعه اقتصادی و همکاری منطقهای احتمالاً در سالهای آینده ادامه مییابد، گرچه با چالشهای متعددی روبرو خواهد بود. این منطقه همچنان در برابر درگیری اسرائیل و فلسطین آسیبپذیر است، درگیریای که اکنون فراتر از جهان عرب گسترش یافته و شامل رویاروییهای نظامی مستقیم بین ایران و اسرائیل نیز میشود. اگر رقابت جهانی بین چین و ایالات متحده در جاهای دیگر تشدید شود ممکن است به خاورمیانه نیز سرایت کند، زیرا ایالات متحده احتمالاً تلاش میکند تا عرضه نفت خاورمیانه را به چین مختل کند.
ناآرامیهای داخلی و بیثباتی سیاسی نیز ممکن است به گذار کشورهای منطقه بهسوی اولویتهای ژئواکونومیک آسیب بزند. در برخی از کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا از جمله مصر و ترکیه و عراق، پروژههای سرمایهگذاری بزرگ تحت حمایت دولت هنوز نتوانستهاند مشکلات اساسی اقتصادی از جمله نابرابری، دستمزدهای پایین، و نرخ بالای تورم را برطرف کنند. سرخوردگی از این مسائل ممکن است باعث اعتراضات گسترده و ناآرامیهای شهری شود.
این عوامل تهدیدکننده متفاوت ممکن است در مسیر گذار ژئواکونومیک در برخی کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا مانع ایجاد کند، اما روند بلندمدت اولویت دادن به توسعه بر هزینههای دفاعی احتمالاً ادامه خواهد داشت.
یادداشتها
1. For more on the impact of the Belt and Road Initiative (BRI)—China’s global infrastructure strategy—on the Middle East, see: Nader Habibi, “The Belt and Road Initiative in the Eastern Mediterranean: China’s Relations with Egypt, Turkey, and Israel,” Middle East Brief, no. 146, Brandeis University, Crown Center for Middle East Studies, February 2022.
2. U.S.–China Economic and Security Review Commission, “China and the Middle East,” in 2024 Annual Report to Congress of the U.S.–China Economic and Security Review Commission (Washington, DC: U.S. Government Publishing Office, 2024), p. 356.
3. Hanwei Huang, Jiandong Ju, and Vivian Yue, “Accounting for the Evolution of China’s Production and Trade Patterns” (National Bureau of Economic Research, Working Paper 32415, May 2024).
4. Jeffrey Reeves, “China’s Expanding Influence in the Middle East and North Africa” (Institute for Peace and Diplomacy, February 24, 2025).
5. Jennifer Kavanagh, “The United States and China in the Multi-aligned Middle East” (Institute for Peace and Diplomacy, January 9, 2024).
6. Ferid Belhaj, “Africa and the Middle East: The Shift from Geopolitics to Geoeconomics,” (Policy Center for the New South, Policy Brief 48/24, October 3, 2024).
7. Benjamin Petrini and Laith Alajloumi, “Human and Development Costs of the Middle East’s Protracted Conflicts” (International Institute for Strategic Studies, December 2, 2024).
8. Rabah Arezki et al., Trading Together: Reviving Middle East and North Africa Regional Integration in the Post-Covid Era [Middle East and North Africa Economic Update, October 2020] (Washington, DC: World Bank).
9. Andrew Mills, “Insight: Business Boom Builds Qatar-Saudi Entente as Gulf Rift Fades,” Reuters, June 13, 2024.
10. Ali Bagheri Dolatabadi and Ayoob Damyar, “Arab States’ Positions on the Gaza War (2023–2024): A Historical Analysis of the Decline of Arab Nationalism,” Quarterly Journal of West Asia Political Research 1, no. 2 (March 2025).
۱۱. رئیس جمهور السیسی واکنشی بسیار محتاطانه و محافظهکارانه اتخاذ کرد تا مطمئن شود بحران غزه مانع از اجرای پروژههای عظیم مصر نمیشود. For more details, see Hesham Sallam, “The Autocrat-in-Training: The Sisi Regime at 10,” Journal of Democracy 35, no. 1 (January 2024): 87–101.
12. Nader Habibi, “Implementing Saudi Arabia’s Vision 2030: An Interim Balance Sheet,” Middle East Brief, no. 127, Brandeis University, Crown Center for Middle East Studies, April 2019.
13. Nicholas Lyall, “China–Middle East Connectivity: Can Chinese Projects Close Economic Gap?” (New Line Institute, April 17, 2025).
14. Sinan Mahmoud, “Iraq Woos China for Transport Project Linking Asia to Europe,” The National, June 1, 2023.
15. Jon Hoffman, “Aimless Rivalry: The Futility of US-China Competition in the Middle East” (Cato Institute, Policy Analysis No. 1000, July 10, 2025).
16. Oceana Zhou, “CHINA DATA: Russian crude imports up 24% to 2.15 mil b/d in 2023”, (S&P Global, January 22, 2024).
17. Najla Alzarooni, “From the Gulf to the Middle East: The Expansion of China’s Mediation Diplomacy,” in Decoding the Chessboard of Asian Geopolitics: Asian Powerplay in South Asia, Central Asia, and West Asia, ed. Debasish Nandy and Monojit Das (Singapore: Palgrave Macmillan, 2025), pp. 387–402.
18. Nader Habibi, “Two Years In, Iran-Saudi Rapprochement Proves Resilient” (Bourse & Bazaar Foundation, July 8, 2025).
19. Chen Juan, Shu Meng, and Wen Shaobiao, “Aligning China’s Belt and Road Initiative with Saudi Arabia’s 2030 Vision: Opportunities and Challenges,” China Quarterly of International Strategic Studies 4, no. 3 (Fall 2018): 363–79, and Dongmei Chen, “China’s Belt and Road Initiative and Saudi Vision 2030: A Review of the Partnership for Sustainability” (King Abdullah Petroleum Studies and Research Center, May 2021).
20. Mohamed Soliman, Mahmoud Ahmed Mohamed and Jun Zhao. “The Multiple Roles of Egypt in China’s ‘Belt and Road Initiative,’” Asian Journal of Middle Eastern and Islamic Studies 13, no. 3 (June 2019): 428–44.
21. Bülent Aras and Richard Falk, “Authoritarian ‘Geopolitics’ of Survival in the Arab Spring,” Third World Quarterly 36, no. 2 (2015): 322–36.
22. Md. Muddassir Quamar, “Saudi Arabia’s Strategic Partnership with the United States: Fraying at the Margins?” Strategic Analysis 46, no. 3 (June 2022): 293–306, and Ghada Ahmed Abdel Aziz, “The Saudi–US Alliance Challenges and Resilience, 2011: 2019,” Review of Economics and Political Science 8, no. 3 (July 2023): 208–25.
23. Jon B. Alterman, “The ‘China Model’ in the Middle East,” Survival 66, no. 2 (2024), 75–98.
24. Adel Abdel Ghafar, “Between Geopolitics and Geoeconomics: The Growing Role of Gulf States in the Eastern Mediterranean” (Istituto Affari Internazionali, IAI Papers 21, no. 6, February 2021), 1–25.
25. Nicholas Lyall, “China’s Approach on Saudi Arabia and the UAE” (New Lines Institute for Strategy and Policy, Policy Report, July 2025).
26. The White House, “National Security Strategy of the United States of America” (December 2017).
27. Arie Egozi, “US Presses Israel on Haifa Port amid China Espionage Concerns: Sources,” Breaking Defense, October 5, 2021.
28. “US Warns Chinese Investments in Israeli Tech Could Pose a Security Threat,” Times of Israel, December 22, 2020.
29. Grunt Rumley, “Unpacking the UAE F-35 Negotiations”, Policy Watch 3578, (The Washington Institute, February 15, 2022).
30. Brian Katulis, “US Policy in the Middle East: A Report Card” (Middle East Institute, May 8, 2025).
31. Frank Holmes, “U.S. Defense and AI Companies Poised to Dominate Middle East Spending Wave,” Forbes, May 19, 2025.
32. “US Clears Export of Advanced AI Chips to UAE under Microsoft Deal, Axios Says,” Reuters, December 8, 2024.
33. John Sakellariadis, “Commerce-Backed Deal with Emirati AI Giant Sets Off Alarm Bells in Congress,” Politico, May, 24, 2024.
34. Arash Reisinezhad and Arsham Reisinezhad, “The Corridor War in the Middle East,” Middle East Policy 32, Issue 3 (Fall 2025): 91–108.
35. Katulis, “US Policy in the Middle East: A Report Card.”
36. Holmes, “U.S. Defense and AI Companies Poised to Dominate Middle East Spending Wave.”
دربارهٔ نویسنده
نادر حبیبی استاد اقتصاد خاورمیانه در مرکز کراون، هنری جی. لیر است.






نظرات بسته شده است.