اصلاحات و بقا: روحانیون سلفی سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان  (©پس‌زمینه)

[print_link]

گزارش خاورمیانه ۱۵۶ | زمان مطالعه: 18 دقیقه

اصلاحات و بقا

روحانیون سلفی سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان

ریحان اسماعیل | مهر ۱۴۰۵

پرترهٔ رسمی ملک سلمان و محمد بن سلمان بر دیواری سنگیPhoto by Ameer Albahouth on Unsplash

ISSN 2818-9434

گزارش خاورمیانه ۱۵۶ / مرکز مطالعات خاورمیانه کراون – دانشگاه براندایس / اکتبر ۲۰۲۳

در سال‌های اخیر، عربستان شاهد تحولات اجتماعی سریعی بوده است که با هدایت ولیعهد و حاکم فعلی این کشور، محمد بن سلمان هدایت شده است. اکنون در این کشور زنان اجازه دارند رانندگی کنند. پلیس دینی بدنام، که قبلاً قوانین پوشش را اجرا و اخلاق عمومی را زیر نظر داشت، از بیشتر اختیارات خود محروم شده است. صحنه موسیقی و صنعت سرگرمی عربستان شکوفا شده است و کنسرت‌ها و رویدادهای اجتماعی منظم در آن برگزار می‌شوند و جمعیت زیادی را جلب می‌کنند. این تلاش‌ها در جهت آزادسازی به طور گسترده در داخل و خارج عربستان تبلیغ شده است. این موارد تا همین چند سال پیش غیرقابل تصور بودند.

برنامه محمد بن سلمان برای ایجاد تغییر در عربستان ترویج آنچه آن را «اسلام میانه‌رو» می‌نامد نیز بوده است. او مدعی است که پیش از انقلاب ۱۳۵۷در ایران اسلام میانه‌رو در عربستان رواج داشته، هرچند برای این ادعا استدلال چندان محکمی ارائه نمی‌کند. مقامات دولتی تحت حکومت محمد بن سلمان واعظان سعودی را به اتهام ترویج افراط‌گرایی و بی‌ثبات کردن دولت سعودی به طور فزاینده‌ای دستگیر کرده‌اند. این موضوع پرسش‌های متعددی را پیش می‌کشد. رویکرد محمد بن سلمان در قبال روابط دولت و روحانیت تا چه حد با حاکمان سابق عربستان متفاوت است؟ و طبقه مذهبی چگونه به تلاش‌های محمد بن سلمان برای گشایش اجتماعی و اعمال قدرت او واکنش نشان داده است؟

این گزارش کوتاه سه نکته را در این مورد مطرح می‌کند. اولاً، نشان می‌دهد که درگیری دولت و روحانیت چیز جدیدی نیست، اما محمد بن سلمان در تلاش‌هایش برای ترویج اصلاحات اجتماعی جسورتر از اسلاف خود است. در عین حال، او سرکوب خودسرانه را در مقیاسی گسترده دنبال می‌کند و این او را قادر ساخته طبقه مذهبی عربستان، به‌ویژه روحانیونی را که در غیر این صورت ابتکارات او را به پرسش می‌گرفتند، مطیع خود کند.

دوم، این گزارش نشان می‌دهد که در عربستان نهاد روحانیت همچنان بخشی جدایی‌ناپذیری از نظام پادشاهی است، هرچند قدرت کمتری برای اعمال اقتدار دینی دارد. در نهایت، این گزارش استدلال می‌کند که نه عقب‌نشینی سرآمدان دینی از به چالش کشیدن اصلاحات اجتماعی نه تقویت روحانیون وفاداری که بی‌قیدوشرط از حکومت حمایت می‌کنند، نشانه از دست رفتن جایگاه سنت دینی عربستان در این کشور نیست. آنچه عربستان تحت حکومت محمد بن سلمان را متفاوت جلوه می‌دهد ایجاد و گسترش فضاهای آزاد در داخل پادشاهی، خارج از حوزه اختیارات طبقه مذهبی است. این امر باعث شده است که چنین فضاهایی در کنار حوزه دینی، اما جدا از آن، وجود داشته باشند. در گذشته، نهاد دین و روحانیون اقتدار بیشتری برای جلوگیری از و محدود کردن گسترش فضاهای آزاد داشتند.

دین و دولت در عربستان: تحول نوعی مشارکت

مذاکره درباره جایگاه دین در عربستان و بازتعریف این جایگاه در بستر تحول جامعه و تغییر اولویت‌های حکومت از دیرباز روابط میان حاکمان سعودی و علمای دینی را شکل داده است. این روندی بوده که به دوران ملک عبدالعزیز بن سعود، بنیان‌گذار دولت مدرن (سوم) سعودی، بازمی‌گردد.

پسرش ملک فیصل، که از ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۵ سلطنت کرد، مسئول بوروکراتیزه کردن نهاد دین بود با این هدف که اطمینان حاصل شود که علمای دینی در چارچوب تعیین‌شده از سوی دولت عمل می‌کنند. در ۱۹۷۰، او وزارت دادگستری را تأسیس کرد و یکی از علمای دینی را در رأس آن قرار داد. آن وزیر موظف بود به پادشاه گزارش دهد و این امر به فیصل امکان می‌داد محتوای دینی ارائه‌شده به جامعه را کنترل کند و در عین حال استقلال علمای دینی را محدود کند.

ملک عبدالله (۲۰۱۵–۲۰۰۵) چند اقدام اصلاحی را آغاز کرد و در برخی موارد از حمایت نهاد دین در عربستان برخوردار شد و در مواردی هم آنها را نادیده گرفت. یکی از این اصلاحات، اجازه دادن به زنان ورزشکار برای شرکت در المپیک ۲۰۱۲ بود که پس از هفته‌ها مذاکره فشرده، مورد تأیید نهاد دین قرار گرفت.۱

روابط نهاد دینی عربستان با دولت از دیرباز با سازش‌هایی همراه بوده که هدفشان حفظ وفاداری به خاندان حاکم بوده است. اما این نهاد هرگز صرفاً ابزاری دردست دولت نبوده. نهاد دین برای توجیه و پذیرش تغییراتی که از سوی دولت آغاز می‌شد به سنت دینی تکیه می‌کرد.۲

در واقع، نهاد دین مورد تأیید دولت همچنان جایگاه خود را به‌عنوان تنها مرجع تفسیر آنچه از نظر دینی پذیرفتنی است حفظ کرده است، هرچند تصمیم‌های آن در نهایت باید به تأیید پادشاه برسد و پادشاه این اختیار را برای خود محفوظ می‌دارد که با صدور فرمان‌های سلطنتی، تصمیم‌های علما را نادیده بگیرد. این فرمول تا حدودی ثبات را در تعادل بین دولت و دین در عربستان حفظ کرده است.

محمد بن سلمان: تضعیف وهابیت؟

در ژوئن ۲۰۱۷، محمد بن نایف، ولیعهد، از مقام ولیعهدی برکنار شد و راه برای محمد بن سلمان هموار شد تا این مقام را به دست گیرد و اقتدار سیاسی خود را تثبیت کند. تلاش‌های محمد بن سلمان برای اصلاحات اقتصادی و اجتماعی عربستان شامل ترویج چیزی است که او از آن را «اسلام میانه‌رو» می‌خواند. او با برجسته کردن نقش انقلاب ۱۳۵۷ ایران، به روزنامه گاردین گفت: «آنچه در ۳۰ سال گذشته در عربستان رخ داده نمایانگر عربستان واقعی نیست. آنچه در ۳۰ سال گذشته در منطقه رخ داده بیانگر خاورمیانه واقعی نیست. پس از انقلاب ایران، مردم کشورهای متفاوت می‌خواستند از این الگو پیروی کنند و عربستان یکی از آنها بود. ما نمی‌دانستیم چطور با آن برخورد کنیم. و این مشکل در سراسر جهان گسترش یافت. حالا وقتش است که از شر آن خلاص شویم».۳

گاردین از او نقل کرده است که پیش‌تر گفته بود: «ما صرفاً به همان چیزی بازمی‌گردیم که پیش‌تر از آن پیروی می‌کردیم؛ اسلامی میانه‌رو که به روی جهان و همه ادیان گشوده است».۴

در ارزیابی ولیعهد دوره‌های محافظه‌کاری افراطی در تاریخ عربستان نادیده گرفته می‌شود اما تعبیر او کاملاً هم بی‌اساس نیست. پیش از ۱۹۷۹، دولت سعودی پیشبرد اصلاحات اجتماعی را، هرچند به‌آرامی، تحت حکومت ابن سعود و حاکمان بعدی، از جمله ملک فیصل، تجربه کرده بود. برخی از جناح‌های درون حکومت سعودی، به‌ویژه اعضای طبقه مذهبی این کشور، در برابر آزادسازی مقاومت کردند. اما این جناح‌ها از انقلاب ایران الهام نگرفته بودند. آنها از آیت‌الله خمینی متنفر بودند و او را چهره‌ای اهریمنی جلوه می‌دادند و انقلاب ایران را غیراسلامی می‌دانستند و آن را فاقد مشروعیت دینی تلقی می‌کردند.۵ آنها قصد نداشتند اقدامی مشابه ایران در عربستان انجام دهند و واکنششان به انقلاب عبارت بود از تشدید نظارت و سخت‌گیری نسبت به شیعه دوازده‌امامی.

اشغال مسجد الحرام در مکه توسط جهیمان العتیبی در ۱۹۷۹ نمونه بارزی از مقاومت در برابر روند گشایش اجتماعی در عربستان بود. پیش از اشغال مسجدالحرام، جهیمان در فعالیت‌های شبه‌نظامی با هدف «منزه‌‌سازی» خیابان‌های عربستان مشارکت داشت، از جمله با شکستن مانکن‌های زنانه پشت ویترین فروشگاه‌ها. گرچه این اقدام شکست خورد، خاندان حاکم سعودی را تا مغز استخوان ترساند. ملک خالد (۱۹۸۲–۱۹۷۵) با تقویت نهاد دین در بخش آموزش و در عین حال، به حاشیه راندن روشنفکران لیبرال عربستان در جهت تحکیم مشروعیت دینی خاندان حاکم گام برداشت. پلیس دینی عربستان در ۱۹۷۶ برای نظارت بر اخلاق عمومی تشکیل شد و به‌تدریج، هم تعداد نیروها هم قدرتش افرایش یافت. رشد آن پس از ۱۹۷۹ به‌صورت تصاعدی افزایش یافت.

روایت امروزی و اغراق‌آمیز محمد بن سلمان درباره جامعه‌ای لیبرال در عربستان که پیش از ۱۹۷۹ اسلام میانه‌رو را پذیرفته بود به بخشی از کارزار او علیه چهره‌های دینیِ مخالف طرح‌های او برای گشایش اجتماعی و همچنین، علیه کسانی تبدیل شده است که سابقه‌ای طولانی در فعالیت سیاسی دارند. از این نظر، پیش از محمد بن سلمان کسان دیگری هم از سلسله حاکمان سعودی سعی کرده‌اند صحنه دینی را در عربستان تحت کنترل بگیرند.

اما چه چیزی محمد بن سلمان را از اسلافش متمایز می‌کند؟ اولین مورد سرعت و شدت برنامه آزادسازی او است. اشتیاق و عزم محمد بن سلمان این تصور را ایجاد کرده که دیگر سنت مذاکره و چانه‌زنی با نهاد دین در عربستان به گذشته تعلق دارد.

فراتر از این، باید بازتعریف ملی‌گرایی سعودی از سوی محمد بن سلمان را در نظر داشت. او مشروعیت خود را بر پایه روایت و ملی‌گرایی بازتعریف‌شده‌ای از عربستان، در کنار «چشم‌انداز ۲۰۳۰» خود، بنا کرده است. او خود را اصلاح‌طلب و ملی‌گرایی پرشور و ناجی دولت سعودی معرفی می‌کند که از این دولت در برابر اسلام‌گرایی افراطی و خشونت‌گرا و همچنین تهدیدهای منطقه‌ای محافظت می‌کند.

تعیین «روز تأسیس» با فرمان سلطنتی و برگزاری مراسم آن در ۲۲ فوریه ۲۰۲۲ بازتاب‌دهنده این روایت ملی جدید است. این فرمان سال ۱۷۲۷ را سال تأسیس نخستین دولت سعودی تعیین می‌کند؛ اقدامی که به‌طور ضمنی روایت نهاد دین وهابی را تضعیف می‌کند زیرا بر اساس آن روایت، شکل‌گیری ائتلاف میان دولت و نهاد دینی در سال ۱۷۴۴ آغاز نخستین دولت سعودی به شمار می‌رفت.

این تعریف جدید از ملی‌گرایی برداشت تازه‌ای از معنای شهروندی سعودی را ترویج می‌کند. روایتی که دولت درباره وفاداری ساخته است شهروندانی را توصیف می‌کند که در چارچوب چشم‌انداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان در بهبود جامعه سعودی مشارکت می‌کند. چنین شهروندی میراث پیشااسلامی کشور را می‌پذیرد و از مکان‌های باستانی مانند العُلا تجلیل می‌کند؛ مکان‌هایی که پیش‌تر از سوی نهاد دین مورد تحقیر قرار می‌گرفتند و اکنون به نمادهای ملیِ غرور و افتخار سعودی تبدیل شده‌اند.

ماهیت پوپولیستی گفتمان ملی‌گرایی جدید عربستان را می‌توان در برنامه‌های تلویزیونی دولتی و غیردولتی و شبکه‌های اجتماعی و رویدادهای عمومی‌ای که از زمان به قدرت رسیدن محمد بن سلمان برگزار شده‌اند نیز مشاهده کرد.۶ فصل اول برنامه «سعودی آیدل»، مسابقه آوازخوانی‌ای که در ۲۰۲۳ پخش شد، سنت‌های موسیقایی کشور را گرامی داشت؛ سنت‌هایی که نه از نشیدها (سرودهای اسلامی) که از موسیقی فولکلور مناطق مختلف و موسیقی عامه‌پسند ریشه می‌گرفتند. از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد از میان آثار موسیقایی عربستانی انتخاب کنند تا ویژگی منحصربه‌فرد فرهنگ و موسیقی عربستان را برجسته کنند. داوران نیز در اظهارنظرهای خود از دولت سعودی، پادشاه، محمد بن سلمان، و ترکی آل‌شیخ (مشاور سلطنتی) به‌خاطر ایجاد این تغییرات تمجید کردند.۷

ممکن است تصور شود که چشم‌انداز محمد بن سلمان جایی برای حفظ مشروعیت دینی خاندان حاکم باقی نمی‌گذارد. در واقع محمد بن سلمان در عمل سنت سلفی/وهابی را به‌طور کامل رد نمی‌کند، اما در دوران او این سنت و آنچه نمایندگی می‌کند ضربه‌ای سخت خورده است.۸

چالش‌های درونی: سلفی‌گری در بحران

برای درک واکنش‌های متفاوت محافل مذهبی عربستان به تلاش‌های اصلاحی محمد بن سلمان درک بستری که این محافل در آن فعالیت می‌کنند و تغییراتی که چه در داخل چه در منطقه در حال رخ دادن است اهمیت دارد. یکی از عواملی که به محمد بن سلمان این اختیار را داد که روحانیون مذهبی عربستان را مطیع خود کند آسیبی بود که به اعتبار سلفی‌گری در زمان به قدرت رسیدن او وارد شده بود.

در دو دهه نخست قرن بیست‌ویکم سنت دینی سلفی به‌طور جدی زیر ذره‌بین جامعه بین‌المللی قرار گرفت، چرا که این سنت ارتباطی انکارناپذیر هم با حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ هم با ظهور داعش داشت. گروه‌های جهادی آن دوران در تبلیغاتشان خود را «سلفی اصیل» می‌دانستند و برداشت خشک و بنیادگرایانه محمد بن عبدالوهاب از سنت را می‌ستودند. خود ملک عبدالله نیز از روحانیون سعودی انتقاد کرد که افراط‌گرایی را به‌قدر کافی محکوم نکرده‌اند.

برخی ناظران سیاسی سعودی، که در چارچوب فضای گفتاریِ مجاز در این کشور اظهارنظر می‌کردند، هر از گاهی آشکارا واعظان و روحانیون سعودی را به تشویق خشونت متهم می‌کردند و آنها را مسئول ترغیب مردان سعودی به سفر به سوریه و عراق برای جنگیدن می‌دانستند.۹ با اینکه بسیاری از علمای سعودی خشونت را محکوم می‌کردند و حتی فعالانه افراد غیرسوری و غیرعراقی را از جنگیدن در این کشورها بازمی‌داشتند، این تصور به‌طور گسترده وجود داشت که روحانیون در این اقدامات همدست بوده‌اند. جوانان سعودی که از سوریه بازمی‌گشتند، لحن فرقه‌گرایانه و تحریک‌آمیز واعظان فعال را عامل این وضعیت می‌دانستند. حتی روحانیونی که از سوی دولت مورد تأیید بودند نیز به‌دلیل محافظه‌کاری و گفتمان جهادی‌شان، چه واقعی چه منتسب به آنها، مورد انتقاد قرار می‌گرفتند.۱۰ این انتقادات این تصور را ایجاد کرد که عربستان با طبقه‌ای مذهبی و منسوخ و به‌شدت مسئله‌ساز مواجه است؛ تصوری که کاملاً با تمایل محمد بن سلمان برای تضعیف نفوذ مقام‌های مذهبیِ پیش‌تر مورد احترام همخوانی دارد.

افزون بر این، برکناری دولت اخوان المسلمین در مصر به‌دست حکومتی نظامی پس از ناکامی‌های بهار عربی موازنه قدرت را به سود خودکامگان منطقه تغییر داد. از آن زمان، هرگونه تخطی از سوی فعالان مخالف، هرچند جزئی، با سرکوب شدید مواجه شده است. تلاش‌های فراملی برای بی‌اعتبار کردن اسلام‌گرایی، که اغلب اخوان المسلمین را با افراط‌گرایی مرتبط می‌کنند و آن را هم‌ردیف گروه‌هایی مانند داعش قرار می‌دهند، روحانیون سعودی، به‌ویژه واعظان فعال و با گرایش‌های سیاسی، را در موقعیتی پرخطر قرار داده است. این واعظان عموماً با استقبال از قدرت‌گیری اخوان‌المسلمین در مصر و درخواست برای اصلاحات سیاسی در سراسر جهان عرب شناخته می‌شوند.

کارزار محمد بن سلمان علیه «افراط‌گرایی» و تأکید او بر اسلام «میانه‌رو» زمینه را برای برخورد با آن دسته از روحانیون سلفی، که اغلب با عنوان روحانیون «صحوه» شناخته می‌شوند، فراهم کرده است؛ روحانیونی که در پی به چالش کشیدن سیاست‌های رژیم هستند. در این خصوص، او از حمایت سلفی‌های وفادار به حکومت برخوردار بوده است که هرگونه ارتباط خود را با اخوان المسلمین، جنبش صحوه، و گروه‌های جهادی تکذیب کرده‌اند. این امر برای سلفی‌های وفادار به حکومت مستلزم تغییر چندانی در موضع و وفاداری‌شان نبود، آنها مدت‌ها بود که علیه گرایش کنشگرانه در سلفی‌گری موضع می‌گرفتند. به‌لحاظ اعتقادی، برای آنان وفاداری به حکومت و حاکمان همراه با پرهیز از فعالیت سیاسی بیشترین اهمیت را دارد تا از ایجاد تفرقه در میان جامعه مؤمنان جلوگیری شود.

تثبیت قدرت محمد بن سلمان به او امکان داده است روایت تعیین‌کننده آینده اسلام در عربستان را تثبیت کند. اقدام محمد بن سلمان علیه محمد بن نایف در ۲۰۱۷، که همچنان در بازداشت به سر می‌برد، نهاد مذهبی عربستان را به‌شدت هراسان کرد؛ نایف به روابط خوب خود با روحانیون وفادار به حکومت شهرت داشت. برخی از همین روحانیون وفادار به حکومت نیز هدف قرار گرفتند؛ از جمله عبدالعزیز فوزان الفَوزان، مدافع صریح و وفادار حکومت و فردی شناخته‌شده به‌دلیل مواضع ضد اخوان المسلمین که بازداشت و زندانی شد. برخی از تحلیلگران سعودی به همراه سعد الفقیه، از شخصیت‌های مخالف رژیم، گمانه‌زنی کردند که الفوزان به دلیل ارتباط نزدیکش با نایف و نه به دلیل موعظه‌های مذهبی‌اش هدف قرار گرفته است.

در این فضای نامطمئن، نهاد دین و روحانیون مجبور شده‌اند مواضع خود را در پاسخ به شرایط متغیر داخلی و منطقه‌ای از نو ارزیابی کنند.۱۱ این تغییرات روشن کرد که وفاداری به خاندان آل سعود دیگر برای روحانیون کافی نیست و لازم است آنها به خاندان حاکم وفادار باشند که اکنون در قالب وفاداری به شخص محمد بن سلمان معنی می‌شود.

روحانیون سعودی: واکنش به عربستان جدید

تلاش‌های ولیعهد برای اصلاحات اجتماعی اهمیت دین و نهاد رسمی آن در پادشاهی را به‌کلی نفی نمی‌کنند. محمد بن سلمان خواستار «اسلام میانه‌رو» است و «افراط‌گرایان» را هدف قرار می‌دهد، اصطلاحی که البته او آزادانه علیه منتقدانش به کار می‌برد. از سوی دیگر، محمد بن سلمان چهره‌های مذهبی تاریخی را از اتهام «افراط‌گرایی» مبرا می‌داند. او استدلال می‌کند که «افراط‌گرایان» آموزه‌های محمد بن عبدالوهاب و شیخ عبدالعزیز بن باز (۱۹۹۹–۱۹۱۲)، مفتی اعظم سابق عربستان، را تحریف کرده‌اند. به تعبیر او اگر آنها زنده بودند بی‌شک این تحریفات را نمی‌پذیرفتند.۱۲

اسلام سنی همچنان بخش مهمی از هویت ملی عربستان و مشروعیت خاندان حاکم است. این واقعیت که پادشاهی عربستان میزبان دو مکان از مقدس‌ترین مکان‌ها برای مسلمانان است دین را در این کشور برای مشروعیت حکومت به امری حیاتی تبدیل می‌کند. تلویزیون دولتی عربستان مراسم حج را پخش می‌کند و مقامات ارشد و مسئولان حکومت همچنان به‌طور علنی دینداری خود را نشان می‌دهند. نهاد دین در عربستان و واعظان مورد تأیید حکومت همچنان جایگاه خود را حفظ کرده‌اند و در حفظ اسلام در این کشور نقش دارند. آنها همچنان خطبه‌های نماز جمعه را برای مخاطبانی در سراسر کشور ایراد می‌کنند، هرچند محتوای این خطبه‌ها از سوی مقامات حکومتی تعیین می‌شود.

در واکنش به تغییراتی که محمد بن سلمان ایجاد کرده چند روند شکل گرفته است.۱۳ نخست، کنار رفتن علمایی در نهاد دین در عربستان که پیش‌تر در مسائل اجتماعی دیدگاه‌هایی به‌شدت محافظه‌کارانه داشتند. این علما، که همچنان به حکومت وفادار مانده‌اند، از محمد بن سلمان تمجید کرده و کوشیده‌اند دیدگاه‌های اعتقادی خود را با تغییرات ایجادشده از سوی ولیعهد تطبیق دهند و این تغییرات را در چارچوب دیدگاه‌های اعتقادی خود توجیه کنند. برای نمونه، هیئت علمای ارشد فتواهایی در حمایت از تصمیم سال ۲۰۱۸ برای لغو ممنوعیت رانندگی زنان صادر کرد. این در حالی بود که علمای دینی، با اکثریتی چشمگیر، سال‌ها از این ممنوعیت حمایت کرده بودند.

مفتی اعظم، عبدالعزیز بن محمد الشیخ، تغییر موضع خود را در مورد ممنوعیت رانندگی زنان اینطور توجیه کرد که این امر هرگز در شریعت اسلام به‌عنوان گناه طبقه‌بندی نشده است. به تعبیر مفتی اعظم، مسئله این بود که علما تا آن زمان باور داشتند اعطای جواز رانندگی به زنان ممکن است به بروز برخی ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی منجر شود که می‌توان از آنها جلوگیری کرد. در نتیجه، هیئت علمای ارشد، به رهبری مفتی اعظم، به نفع جواز رانندگی به زنان رأی داد. نماینده هیئت، فهد المجید، خاطرنشان کرد که برخلاف تصور رایج، این هیئت هرگز حکمی درباره جواز رانندگی زنان صادر نکرده بود. او توضیح داد که هیئت در چنین مسائلی از تصمیم حاکمان کشور پیروی می‌کند و، همان‌طور که مفتی اعظم نیز گفته، تأکید کرد که رانندگی زنان فی‌نفسه گناه نیست، بلکه صرفاً ممکن است به برخی ناهنجاری‌های دیگر منجر شود. بنابراین، مسئله رانندگی زنان موضوعی سیاسی بود.۱۴

همچنین احکامی برای توجیه گسترش فعالیت‌های موسیقایی در عربستان صادر شد چرا که در این کشور کنسرت‌هایی برگزار می‌شوند که مخاطبان داخلی را جلب می‌کنند. علی بن صالح المری، عضو کمیته فتوای استان شرقی، اظهار داشت که جواز گوش دادن به موسیقی در سنت دینی مورد اختلاف است و علما در این مورد اختلاف‌نظر دارند. این سخن بی‌اساس نیست و در محافل دینی عربستان کسانی در حاشیه بوده‌اند که استدلال می‌کردند موسیقی و آلات موسیقی پذیرفتنی‌اند. حاتم العونی و عادل الکلبانی از جمله علمایی هستند که بخشی از جنبشی برای اصلاح سنت سلفی در این زمینه بوده‌اند.۱۵

المری در ادامه تأکید کرد که اختلاف‌نظر در مورد موسیقی نباید باعث تفرقه بین مردم شود و نباید از آن برای تهمت زدن به روحانیونی که در حمایت از صدور جواز آن استدلال کرده‌اند استفاده شود. اینها نمونه‌هایی از تغییر و تعدیل دیدگاه‌هایی است که محافظه‌کارترین روحانیون نهاد دین در کشور برای همگام شدن با تحولات سیاسی ناگزیر به آنها تن داده‌اند.

روند دیگری که شکل گرفته قدرت گرفتن روحانیون «وفادار رادیکال» است، افرادی که اغلب از اعضای نهاد دین هستند و برای ابراز ارادت و ستایش خود از حاکمان سعودی تا حد افراط پیش می‌روند. این ستایش گاه به همسان دانستن رهبران سیاسی با شخصیت‌های تاریخی، مانند خلفای راشدین، و اعطای عنوان امیرالمؤمنین به آنان هم می‌رسد. این رویکرد با رویکرد علمای سنتاً وفادار به حکومت متفاوت است که از حکومت حمایت می‌کنند و به آن وفادارند، اما معمولاً در ابراز شور و اشتیاق خود نسبت به حاکمان جانب احتیاط را رعایت می‌کنند.

«وفاداران رادیکال»۱۶ اغلب با عنوان مدخلی‌ها (پیروان شیخ ربیع بن هادی المدخلی) یا جامی‌ها (پیروان شیخ محمد امان الجامی) شناخته می‌شوند؛ دو عالم دینی که در جریان نخستین جنگ خلیج فارس از علمای مخالف خاندان حاکم انتقاد می‌کردند و بعدتر نیز به‌شدت به آنان حمله کردند.

وفاداران رادیکال مخالفانی هم دارند و از اینکه این جریان در دوران حکومت محمد بن سلمان به بیشترین میزان قدرت و نفوذ رسیده ابراز تأسف می‌کنند. وزیر امور اسلامی، عبداللطیف آل‌الشیخ، از وفاداران افراطی حکومت، از اسلام میانه‌رو مورد حمایت محمد بن سلمان دفاع می‌کند و مدام در توییتر علیه کسانی که آنها را دشمنان حکومت می‌داند موضع می‌گیرد، اخوان‌المسلمین و گروه‌های مشابه را تخطئه می‌کند، و شخصاً از محمد بن سلمان به‌خاطر اقدامات اصلاحی‌اش تمجید می‌کند. نادرست است اگر بگوییم عبداللطیف در وفاداری رادیکال خود به حکومت از سنت دینی سعودی فاصله گرفته است، او در مصاحبه‌ها، توییت‌ها، و سخنرانی‌هایش از چهره‌های تاریخی سلفی نقل‌قول می‌کند. او همچنان دیدگاه سلفی/وهابی را، هرچند به‌صورت گزینشی، حفظ کرده و هیچ تلاشی برای از میان برداشتن سنت دینی موجود در عربستان یا روی آوردن به سنت دینی دیگری نکرده است.

با اینکه برخی از تغییرات اجتماعی که محمد بن سلمان ایجاد کرده خارج از هنجارهای سنتی دینی در عربستان است، این وفاداران رادیکال از این تغییرات حمایت و از آنها دفاع می‌کنند، منتقدان را دشمنان حکومت می‌خوانند، و در حکم مدافعان شخصی ولیعهد عمل می‌کنند. آنها همچنین آشکارا از ذی‌نفعان این رژیم جدید هستند. درباره صالح بن عبدالعزیز آل‌الشیخ که جایگاهش به عبداللطیف داده شد گفته می‌شد برکناری‌اش در واکنش به همدلی احتمالی‌اش با جنبش صحوه و اخوان المسلمین بوده است. این شایعات ممکن است پیش از برکناری‌اش ساخته شده و سپس برای خدشه‌دار کردن وجهه او، هنگام برکناری و جایگزینی او با عبداللطیف، بزرگ‌نمایی شده باشند.

اما روحانیون رادیکال وفادار فراتر از بهره‌مندی از رژیم محمد بن سلمان نوعی مبنای ایدئولوژیک هم برای حمایت از ولیعهد دارند. مدخلی‌ها و جامی‌ها که کاملاً وفادارند، نه صرفاً از نظر سیاسی، بلکه از نظر اعتقادی معتقدند که باید از حاکم حمایت کرد، حتی اگر شریعت را نقض کند. بنابراین، مدخلی‌ها حمایت از حاکم را وظیفه‌ای دینی می‌دانند. برداشت آنان از رابطه صحیح میان روحانیون و حکومت این است که نقش درست روحانیون حمایت از اقدامات هر حاکمی است، صرف‌نظر از اینکه این اقدامات تا چه حد خلاف موازین باشد. این برداشت که حاکم، و تنها حاکم، درباره منافع عمومی تصمیم می‌گیرد و ازاین‌رو اختیار مطلق و خدشه‌ناپذیری برای عمل بر اساس تشخیص خود دارد در سنت سلفی تا حدی قابل توجیه است، هرچند تنها اقلیتی از سلفی‌ها آن را می‌پذیرند. اعتقاد بر این است که انتقاد از حاکم تنها باعث ایجاد خصومت، بی‌ثباتی، و نفاق خواهد شد.

بر اساس همین مبانی اعتقادی است که روحانیونی مثل عبداللطیف هیچ ابایی از حمایت بی‌دریغ از محمد بن سلمان و هر کاری که انجام می‌دهد ندارند، و البته در عین حال هویت سلفی خود را نیز حفظ می‌کنند. وفاداری مطلق روندی فراملی است و بسیاری از طرفداران آن حتی شهروند عربستان نیستند. سلیم الطویل کویتی و سعید رسلان مصری هر دو سخنرانی‌هایی در دفاع از محمد بن سلمان از دیدگاه مدخلی ایراد کرده‌اند.۱۷

هیئت روحانیون ارشد، در مواردی، با اصلاحات مذهبی مورد حمایت وفاداران رادیکال مخالفت کرده است. نمونه آن مخالفت با صالح المغامسی است که در اوایل ۲۰۲۳ خواستار ایجاد مکتب فقهی جدیدی شد که با شرایط روبه‌تغییر جوامع مسلمان همخوانی داشته باشد. المغامسی به داشتن روابط نزدیک با محمد بن سلمان معروف است و مرتباً در برنامه‌های تلویزیونی ظاهر می‌شود. او استدلال می‌کند که گرچه خود قرآن را نمی‌توان بازتفسیر کرد، آموزه‌های مکاتب فقهی قابل تفسیرند.۱۸ هیئت روحانیون ارشد با نظر المغامسی مخالفت کرد.۱۹

سومین روند در میان روحانیون سعودی ظهور واعظان سلفیِ «کنشگر توّاب» است، عمدتاً شامل روحانیون سابق جنبش صحوه که مدام درباره مسائل سیاسی اظهارنظر می‌کردند و خواستار تغییرات سیاسی در منطقه بودند. این روحانیون اکنون فقط از نسخه محمد بن سلمان از «اسلام میانه‌رو» تمجید می‌کنند و از فعالیت‌های گذشته خود دست کشیده‌اند. از جمله این افراد می‌توان به محمد العریفی و عائض القرنی اشاره کرد که مرتباً در دیدارها و مراسمی که فرصت عکس گرفتن با ولیعهد فراهم است در کنار او دیده می‌شوند.۲۰ در ۲۰۱۹، القرنی در برنامه‌ای تلویزیونی حمایت خود را از فراخوان محمد بن سلمان برای ترویج اسلام میانه‌رو اعلام کرد. او حتی از فعالیت‌های گذشته خود و ارتباطش با جنبش صحوه انتقاد کرد و تأکید کرد که صحوه آزادی‌های مذهبی را محدود کرده است. از آن زمان، القرنی مرتب سخنرانی‌هایی با محوریت تقوا، مناسک مذهبی، و احترام به خاندان حاکم ارائه می‌دهد.

العریفی از تحریم قطر از سوی عربستان، بحرین، امارات، و مصر که از ژوئن ۲۰۱۷ آغاز شد حمایت کرد، موضعی که با رویکرد معمول این روحانی محبوب همخوانی نداشت. گزارش‌هایی حاکی از آنند که العریفی دیگر در محافل دینی کشور حاضر نمی‌شود. همچنین شایعات تأییدنشده‌ای در حساب توییتری ناشناس و پرطرفدار سعودی، المجتهد، منتشر شده مبنی بر اینکه حساب کاربری العریفی در شبکه‌های اجتماعی اکنون تحت کنترل نهادهای اطلاعاتی عربستان است.۲۱ با توجه به اینکه العریفی ۲۲ میلیون دنبال‌کننده در توییتر دارد، تعجبی ندارد که حکومت بخواهد به‌نحوی او را با اهداف و برنامه‌های خود همراه کند.

در نهایت، چهارمین گرایش در میان روحانیون مذهبی سعودی شامل کسانی می‌شود که بنا بر اتهامات متفاوت و تأییدنشده دستگیر شده‌اند، از جمله اصلاح‌طلبان مشهوری مثل سلمان العوده و عوض القرنی. این روحانیون همچنان در زندان هستند و حامیانشان تلاش می‌کنند توجه‌ها را به نقض حقوق بشری که این افراد متحمل شده‌اند جلب کنند. این روحانیون که به‌هیچ‌وجه محافظه‌کارانی ارتجاعی نیستند، اغلب به‌خاطر دیدگاه‌های مترقی خود درباره مسائلی از جمله حقوق زنان و حقوق اقلیت‌ها شناخته می‌شوند. مطالبات آنان برای اصلاحات سیاسی باعث شده به زندان بیفتند. دیگر روحانیون زندانی نیز به محافظه‌کاری و تلاش برای ارشاد محمد بن سلمان شناخته می‌شوند و ناصر العمر و سفر الحوالی از جمله آنهایند.

برخی از روحانیون از ترس دولت کشور را ترک کرده‌اند و در ترکیه یا بریتانیا به صورت ناشناس فعالیت می‌کنند. برای نمونه، در مارس ۲۰۲۳، عماد المبیض پس از انتقاد از گشایش اجتماعی در عربستان و دعوت از محمد بن سلمان به «ترس از خدا» به لندن رفت.۲۲ این روحانی در ویدیویی۲۳ اظهار داشت که از ۲۰۱۵ تاکنون توصیه‌هایی به ملک سلمان و ولیعهد داده که آنها تمایلی به شنیدنشان نداشتند، پس ناچار شده به مکانی امن پناه ببرد. او به سرنوشت دیگر روحانیونی اشاره کرد که از حکومت انتقاد کرده بودند.

نتیجه

گرچه اصلاحات اجتماعی و به انقیاد درآوردن نهاد دینی در عربستان در دوران حاکمان پیشین این کشور نیز امری بی‌سابقه نبوده، محمد بن سلمان جایگاه سنت سلفی/وهابی را در عربستان به‌جد به چالش کشیده و در این زمینه با سرعت برنامه خود را پیش برده است. او عملاً نهاد دین را مطیع خود کرده و ظرفیت آن را برای به چالش کشیدن اصلاحات اجتماعی کاهش داده است. در گذشته، محافل مذهبی، به‌ویژه روحانیون مورد تأیید دولت، می‌توانستند اظهار نظر کنند، فشار بیاورند، و علیه اصلاحات اجتماعی چانه‌زنی کنند و حتی بااحتیاط با حاکم مخالفت کنند. در دوران محمد بن سلمان این اقدامات دیگر ممکن نیست. هر انتقادی با سرکوب مواجه می‌شود و بازداشت روحانیونی که محبوبیت او را به چالش می‌کشند، سابقه فعالیت سیاسی دارند (حتی اگر از نظر اجتماعی ترقی‌خواه باشند)، یا از دیدگاهی سنت‌گرایانه از برنامه اصلاحات اجتماعی او انتقاد می‌کنند به امری معمول تبدیل شده است. همراه با این برنامه، نوعی ملی‌گرایی جدید سعودی نیز در حال شکل‌گیری است که گرچه همچنان بر اهمیت سنت دینی تأکید دارد، به‌ٔوضوح نشان می‌دهد که هویت این پادشاهی تنها بر اسلام استوار نیست.

البته، محمد بن سلمان هیچ تلاشی برای برچیدن نهاد دینی سلفی/وهابی در عربستان یا جایگزین کردن این سنت دینی با مکتب فکری دیگری نکرده است. او همچنین برای ابن عبدالوهاب و عبدالعزیز بن باز احترام قائل است که اولی بنیان‌گذار و دومی حافظ اندیشه سلفی/وهابی بوده‌اند. انتقادات او متوجه تحریف این سنت به‌دست به‌اصطلاح «افراطیون» است. گرچه نهادهای دینی عربستان اکنون در فضایی به‌مراتب محدودتر فعالیت می‌کنند، همچنان پابرجا هستند. این شامل بالاترین نهاد، یعنی هیئت روحانیون ارشد نیز می‌شود.

آنچه در دوران محمد بن سلمان به‌طور چشمگیری تغییر کرده، گسترش چشمگیر فضاهای اجتماعیِ آزادتر در مقیاسی بی‌سابقه برای گروه‌های دیگر است؛ از هنرمندان و موسیقی‌دانان گرفته تا شهروندان عادی که از اصلاحات اجتماعی، هرچند در نوعی محیط سرکوب‌شده سیاسی استقبال می‌کنند.

محافل مذهبی اهل سنت در کشور واکنش‌های متفاوتی داشته‌اند. روحانیون «وفادار رادیکال»، به‌ویژه جریان مدخلی شامل روحانیون سرسخت وفادار به حکومت، طرح‌های اصلاحی محمد بن سلمان را با مبنای دینی توجیه می‌کنند و از پروژه او برای «اسلام میانه‌رو» حمایت می‌کنند با این امید که بتوانند تا حد امکان سنت دینی سلفی/وهابی را حفظ کنند. آنها مخالفان بن سلمان را هم محکوم می‌کنند. غیروفاداران یا از محافظه‌کاری یا فعالیت‌های سیاسی گذشته خود دست کشیده‌اند و وفادار شده‌اند، یا در زندان هستند، و یا در تبعید فعالیت می‌کنند. روحانیونی که می‌خواهند در دوران محمد بن سلمان به فعالیت خود ادامه دهند، و گاه حتی در این شرایط پیشرفت کنند، باید نهایت وفاداری خود را نشان دهند.

یادداشت‌ها

1. Frank Gardner, “London 2012 Olympics: Saudis Allow Women to Compete,” BBC News, June 24, 2012.

2. Talal Asad, Genealogies of Religion: Discipline and Reasons of Power in Christianity and Islam (Baltimore: John Hopkins University Press, 1993), 211.

3. Martin Chulov, “I Will Return Saudi Arabia to Moderate Islam, Says Crown Prince,” The Guardian, October 24, 2017.

4. Ibid.

5. Al-Lajnah al-Da’imah lil-Buhuth al-‘Ilmiyya wal-Ifta’, Majmu’ Fatawa al-Lajnah al-Da’imah bi al-Su’udiyyah [The Permanent Committee for Scientific Research and Legal Opinions, Collection of Fatwas of the Permanent Committee of Saudi Arabia], vol. 2, compiled by Ahmad Ibn ‘Abd al-Razzaq (Riyadh: Dar al-Muayyad, 2000), (‘Aqidah), pp. 378–80.

6. Madawi Al-Rasheed, “The New Populist Nationalism in Saudi Arabia: Imagined Utopia by Royal Decree,” LSE, May 5, 2020. See also Eman Alhussein, “Saudi First: How Hyper-nationalism Is Transforming Saudi Arabia,” ecfr.eu, June 19, 2019, and Sultan Alamer, “The Saudi ‘Founding Day’ and the Death of Wahhabism,” Arab Gulf States Institute in Washington, February 23, 2022.

۷. بیست و چهار قسمت از برنامه «سعودی آیدل» در Saudi MBC Broadcast در دسترس است.

8. Jon Hoffman, “The Evolving Relationship between Religion and Politics in Saudi Arabia,” Arab Center Washington DC, April 20, 2022.

9. See Raihan Ismail, “Reclaiming Saudi Salafism: The Saudi Religious Circles and the Threat of ISIS,” Journal of Arabian Studies, vol. 9, no. 2 (2019), pp. 164–81.

10. Ibid.

۱۱. Ibid. البته باید توجه داشت که گروه کوچکی از علمای سلفی دیدگاه متفاوتی مطرح کرده‌اند و آثار بنیادین ابن عبدالوهاب و پیروان او را مسئله‌دار می‌دانند. این موضوع خارج از بحث این گزارش کوتاه است، اما نشان می‌دهد که بحث و مناقشه در درون سنت سلفی همچنان داغ است.

12. “Muhammad Ibn Salman ‘an Muhammad Ibn ‘Abdel Wahhab [Mohammed bin Salman on Muhammad Ibn ‘Abd al-Wahhab],” Al-‘Arabiyyah, March 2022.

۱۳. توجه داشته باشید که گرایش‌ها در سنت سلفی سیّالند و نباید آنها را ثابت و تغییرناپذیر دانست. این گرایش‌ها جدید نیستند، اما پویایی قدرت و جایگاه آنها در جامعه سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان تغییر شکل داده است.

14. “Ta’liq Hay’at Kibar al-‘Ulama ‘ala Qarar Qiyadah al-Mar’ah fi al-Su’udiyyah [Board of Senior Clerics Comment on the Decision of Women Driving in Saudi Arabia],” Al-‘Arabiyyah, September 27, 2017; البته این کلیپ دیگر در دسترس نیست.

۱۵. سلفی‌های اصلاح‌طلب سال‌ها است که از اعطای حق رانندگی به زنان حمایت می‌کنند. همچنین، در نظر آنها استفاده از نقاب برای زنان الزامی دینی نیست.

16. Roel Meijer, “Conclusion,” in Salafism after the Arab Awakening, edited by Roel Meijer (New York: Oxford University Press, 2013), 236.

17. Raihan Ismail, Rethinking Salafism: The Transnational Networks of Salafi ‘Ulama in Egypt, Kuwait and Saudi Arabia (New York: Oxford University Press, 2021), pp. 183–84.

18. “Salih al-Maghamsi [Saleh al-Maghamsi],” Finjaan (podcast).

19. “Salih al-Maghamsi: Kaifa raddat hay’at kibar al-‘Ulama ‘ala da’wah li’iqamah madhhab Islami jaded [Saleh al-Maghamsi: How did the Board of Senior Clerics respond to his call to establish a new Islamic school?],” BBC News, April 2023.

20. Ibid.

21. “Aina al-Da’iyah al-Su’udi Muhammad al-‘Arifi? [Where is the Saudi preacher Muhammad al-Arifi?]” Majallah Mim, February 2023.

22. “Saudi Cleric Who Criticised Government Has ‘Left the Country,’” Middle East Eye, March 6, 2023.

23. “Saudi Sheikh Flees to the UK after Advising MBS to ‘Fear Allah,’” video.

دربارهٔ نویسنده

ریحان اسماعیل، استاد مطالعات معاصر اسلامی شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی در دانشگاه آکسفورد است.

[print_link]

نظرات بسته شده است.

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه

Privacy & Cookies Policy